توری اثباتی حسابداری

 

 

 

 

 

 

   Positive Accounting Theory and Science

 

Last Revised: December 21, 2008                     

 

 

تئوری اثباتی حسابداری

 

گردآورنده: راحیل شفیعی سروستانی

(8739802)

 

استاد مربوط: جناب دکتر آقایی

 

 

 تئوری حسابداری 1، فصل 1

 

شماره تماس 09173126182

 

http://hesabdarekhebre.persianblog.ir

 

دانشگاه شهید چمران اهواز

 

بهار88

 

 

                                             به نام خدا

 

تئوری اثباتی حسابداری و علم

 

چکیده

این مقاله به بررسی توسعه تئوری های اثباتی می پردازد و آن را با 3نظریه استاندارد علمی [1] _پوپر[2] (1959)، کوهن [3](1996 ) و لاکاتوس[4] (1970 )_مقایسه می کند . تئوری های اثباتی حسابداری یکی از پرنفوذ ترین برنامه های تحقیقاتی حسابداری در طول 4 دهه اخیر بوده است. یکی از مهمترین مقایسه های که واتس و زیمرمن[5] برای مشروعیت و معروفیت نظریه هایشان به آن متوسل شده اند ، این است که دیدگاه تئوری حسابداری شبیه همان چیزی است که در علم وجود دارد. بنابراین این نکته برای ما حائز  اهمیت می باشد که : تا کجا می توان حسابداری را در قالب یک علم مطالعه کرد و همچنین اینکه چگونه توسعه تئوری های اثباتی حسابداری با سه استاندار علمی مقایسه می شود. چنین مقایسه هایی فهم و درک ما را از فرایند گردش و پیشرفت تئوری های اثباتی حسابداری در دهه اخیر افزایش می دهد و  روش شناختی[6] را که  باعث ایجاد اختلاف و  شکاف می شود را یاد آوری می کند. این مقاله نشان می دهد که درمطالعه حسابداری در قالب یک علم طبیعی و ذاتی بعضی از محدودیت ها وجود دارد. علاوه بر این موضع روش شناختی آن با  هیچکدام از نظریه استاندار علمی مطابقت ندارد . بلکه شامل عناصری از هر سه مورد آن می باشد. در نهایت این مقاله بعضی از وقفه ها و شکاف های روش شناختی را در تئوری های اثباتی حسابداری را معرفی می کند.

 

کلمات کلیدی: تئوری اثباتی حسابداری ، دانش ، روش شناختی ،فلسفه علم ،  روش شناختی مباحث.  

 

1.       مقدمه

در این مقاله توسعه تئوری اثباتی حسابداری بررسی می شود  و آن را با سه نظریه استاندارد علمی مقایسه می کند. در اینجا برخی مسائل گیج کننده در باره اینکه تئوری اثباتی حسابداری چیست ، وجود دارد . اگر از تعریف تئوری حسابداری که در سال 1986 در کتاب  واتز و زیمرمن ارائه گردیده است (به طور مثال، تئوری حسابداری: جستجو برای توضیح و پیش بینی روش های حسابداری و حسابرسی  می باشد) برای معنی کردن تئوری اثباتی حسابداری استفاده شود  آنگاه : مطالعه انتخاب های حسابداری و روش های حسابرسی تشکیل دهنده تئوری اثباتی حسابداری می باشد. این تئوری در فصل های 8-14 واتز و زیمرمن بحث شده است (1986). همچنین در همان زمان واتز و زیمرمن   (1986:1) بیان نمود ند که که کتابشان در جستجو برای تشریح ادبیات تجربی مبتنی بر اقتصاد در حسابداری است و آن را توضیح داده است ، در کتابشان علاوه بر مطالعه انتخاب های حسابداری ،بازار سرمایه مبنای تحقیقات می باشد. علاوه بر این واتز و زیمرمن (37 :1986) بیان داشتند  که در مقاله بال[7] و برون[8] در سال 1968 تحقیقات اثباتی در حسابداری به طور اولیه معرفی شده است . بنظر می رسد که آنها پیشنهاد می دهند که تئوری اثباتی حسابداری شامل هر دو مقوله تحقیقات حسابداری مبتنی بر بازار سرمایه و تحقیق برای انتخاب های حسابداری می باشد . این مقاله می پندارد که تئوری اثباتی حسابداری شامل  هر دو برنامه تحقیقاتی می باشد .این کاربرد مشابه با ادعای واتز و زیمرمن (8: 1986) است که آنها اصطلاح اثباتی را متفاوت با هنجاری یا تجویزی به کار می برند .

تئوری اثباتی حسابداری یکی از پر نفوذترین تحقیقات حسابداری در طول 4 دهه اخیر بوده است . که باعث بوجود آمدن تعداد زیادی تحقیقات تجربی برای ارزیابی میان ارقام حسابداری ، قیمت سهام وبازده ، و تعیین انتخاب های حسابداری به وسیله مدیریت  شده است. و این مسئله باعث پیدایش تعدادی از مجلات حسابداری گردیده است که از برجسته ترین آنها   می توان مجله حسابداری و اقتصاد[9] نام برد . برین[10] و سایرین در یک بررسی در دانشگاه U.K کیفیت مجلات را تعیین کرد و دریافت که 4 نوع  مجلات حسابداری وجود دارد  که شامل مجله حسابداری و اقتصاد ، مجله تحقیقات حسابداری[11]  ،بررسی حسابداری [12]   ،  حسابداری  و [13]سازماندهی و اجتماع می باشد. مجلاتی که در سه نوع اول چاپ شده اند مجلاتی هستند که تئوری اثباتی در آن مسلط می باشد.  صرف ارقام مجلات در این دو نمونه منتشر شده  در مجلات اصلی حسابداری  وغلبه تئوری اثباتی حسابداری در برنامه های دکترا در امریکا و دیگر کشورها سلطه و غلبه تئوری اثباتی حسابداری را تصدیق می کند. در حقیقت  ضرورت تحقیقات تجربی  به عنوان رویکرد تحقیقاتی مسلط را می توان به خواص تئوری اثباتی حسابداری نسبت داد.  بنابراین قضاوت درباره نفوذ وسیع تئوری اثباتی حسابداری به وسیله تعداد سرفصل های تحقیقاتی ، تعداد و غلبه مجلات به وجود آمده، و تسلط تئوری اثباتی حسابداری در برنامه های دکترا، نشان داده می شود.

یکی از مهمترین مقایسه هایی که واتز و زیمرمن ( فصل 1 :1986)  برای مشروعیت و معروفیت تئوری اثباتی حسابداری به آن متوسل شده اند تطبیق دیدگاه تئوری و آنچه که در علم است ، می باشد.  آنها به فلسفه های مختلف علمی برای دفاع از دیدگاه تئوریکیشان ، که همانند علم است و برای تطبیق روشها و برای بی اعتبار کردن تئوری های هنجاری ، استناد می کنند. در اینجااهمیت تئوری اثباتی حسابداری در طول 4 دهه ، و  بررسی اینکه حسابداری چقدر می تواند در قالب یک علم طبیعی بررسی شود و چه محدودیت هایی در مورد آن وجود دارد ، بیان می شود . دانش وعلمی که واتز وزیمرمن برای  مشروعیت تئوری هایشان بکار بردند جالب می باشد زیرا چنین مقایسه هایی می تواند درک  ما را از چگونگی گردش و پیشرفت تئوری اثباتی حسابداری و آنچه که به عنوان شکاف روش شناختی باقی مانده ، افزایش دهد.

باید به این نکته توجه شود که تئوری اثباتی حسابداری مورد انتقادهای گوناگون قرار گرفته است. به عنوان مثال چامبرز[14](1993)حامی تئوری اثباتی حسابداری ، به عنوان یک متفکر  حسابداری اثباتی خوانده می شد. استرلینگ[15] (1990) از تئوری اثباتی حسابداری در ارتباط با اینکه این نوع تئوری خود را به مطالعات اثباتی در ارتباط با روشها و کاربردهای حسابداری محدود می کند و اینکه پیشرفتهای حسابداری به وسیله غفلت کردن از نیاز برای ارزیابی  روشهای حسابداری  به تاخیر می افتد ،انتقاد می کند. وایتینگ تون[16](1987) از تئوری اثباتی حسابداری از منظر ناتوانی های روش شناختی انتقاد می کند  و از تئوری هنجاری حسابداری که دارای یک جایگاه قانونی در حسابداری است دفاع می کند. نئو[17](1997) یک ارزیابی منفی از تئوری اثباتی حسابداری انجام داد.  سو[18] (1997) بیان داشت که تئوری اثباتی حسابداری تمرکز تحقیقات را محدود می کند . از طرف دیگر هال [19] (1997)با نظرات ارزیابی استرلینگ ، که حاشیه سود (کمک ) تئوری اثباتی حسابداری برابر صفر است ، مخالف است . چگونگی ایجاد هیجان توسط تئوری اثباتی حسابداری  میان دانشگاهیان توسط دی گان[20](1997) مورد بررسی قرار گرفت . میلن [21](2002) تلاشهای تئوری اثباتی حسابداری برای تشریح افشاهای یک موسسه اجتماعی به عنوان یک شکست و ناتوانی تشخیص داد.

علی الرغم این حقیقت که واتز و زیمرمن از علم به عنوان یک راه برای توضیح  تئوری هایشان استفاده کردند با این حال مجلات کمی وجود دارند که رشد وتوسعه تئوری اثباتی حسابداری را با نظرهای مختلف علمی بررسی  کنند. موک [22](1990) یکی از برجسته ترین معترضین در این زمینه است .او تئوری اثباتی حسابداری  را به برنامه های تحقیقاتی لاکوتوس تشبیه کرد .دیگر افرادی مثل کریستن سون[23](1983) و استرلینگ (1990) از تئوری اثباتی حسابداری   به دلیل عدم توانایی در دنباله روی از از روش های پوپر انتقاد کردند. بنابراین هیچکدام از این مقاله ها سعی در مقایسه الگو های رشد وتوسعه تئوری اثباتی حسابداری   را با نظرات پوپر(1959) ، کوهن (1969) و لاکاتوس (1970) را ندارد. اما این مقاله سعی در انجام این کار دارد.

/ 1 نظر / 469 بازدید
محمود

سلام خوبی عکس قشنگی نزدی از خودت چرا؟راحیل جان منابع دکتری را برام معرفی کن ک انشااله باهم قبول بشیم .فدات شم