حسابداری به عنوان زبان تجارت
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٠ : توسط : راحیل شفیعی سروستانی

 

 

ACCOUNTING AS THE LANGAUGE OF BUSINESS

Robert J Bloomfield

Accounting Horizons; Dec 2008; 22, 4; ABI/INFORM Global

 

"حسابداری به عنوان زبان تجارت"

 

گردآورنده: راحیل شفیعی سروستانی

(8739802)

استاد مربوط: جناب دکتر آقایی

 

 تئوری حسابداری 1، فصل 1

شماره تماس 09173126182

http://hesabdarekhebre.persianblog.ir

دانشگاه شهید چمران اهواز

بهار88

 

به نام خدا

حسابداری به عنوان زبان تجارت

مقدمه

در مقدمه اغلب کتاب‌های حسابداری اینگونه بیان شده که "حسابداری زبان تجارت است"، اما اگر این موضوع واقعیت هم داشته باشد، محققان به ندرت از آن استفاده کرده‌اند. من از این تشبیه استفاده کرده‌ام تا سه سوال بی‌جواب را متذکر شوم. اول، نقش استاندارد‌گذاران در حسابداری چیست؟ دوم، روش‌ها و استاندارد‌های حسابداری چگونه استنتاج می‌شوند؟ سوم، چرا تحقیق حسابداری اینقدر از آموزش حسابداری فاصله دارد؟

قبل از پرداختن به این سه سوال، شایسته است تا تشبیه" حسابداری به عنوان زبان" توصیف شود. ارتباطات مردمی از طریق زبان‌های طبیعی نوشتاری با گزینش کلمات از یک مجموع لغات استاندارد، ترکیب آنها به شیوه‌های معنادار بر طبق قوانین گرامر نسبتاً سخت، و سپس سازماندهی کردن آن کلمات به جمله بر اساس قوانین نسبتاً انعطاف‌پذیر دستور زبان و شیوه نگارشی که یادآور تکیه کلام و گیرایی است، صورت می‌گیرد. ارتباطات مردمی از طریق  گزارش‌های حسابداری با انتخاب حساب‌ها از یک مجموع لغات استاندارد، ترکیب آنها با شیوه‌های معنادار بر اساس قوانین نسبتاً سخت دفترداری دو طرفه، و سپس سازماندهی این کلمات به حسابداری گزار‌ش‌های مالی با قوانین نسبتاً انعطاف‌پذیر معرفی شده صورت می‌گیرد. این تشبیه به هیچ وجه کامل نیست. زبان‌های طبیعی ابزارهای چند منظوره‌ای جهت ارتباطات درباره هر تعداد موضوع هستند، در حالی‌که حسابداری یک ابزار تک منظوره برای ارتباطات درباره  وضعیت و عملکرد مالی است. حتی با وجود این تفاوت، حسابداران از این تشبیه به عنوان اهرمی در توجیه سوالات زیر بکار می‌برند.

نقش استاندارد‌گذاران در حسابداری چیست؟

گروه‌های استاندارد‌گذاری در زبان‌های طبیعی کمیاب و نسبتاً ضعیف هستند. مشهورترین اینچنین گروهی L academie Francaise است که نزدیک به چهار کشور به عنوان کارمند، هر چند ناپیوسته، با میانجی‌گری درست فرانسه در آن فعال هستند. در مقابل، گروه‌های استانداردگذاری در حسابدرای در همه جا وجود دارند و استاندارد‌هایشان معمولاً پیوسته هستند. تحقیق بر زبان‌شناسی بر این موضوع اشاره دارد که زبان‌های طبیعی محدود به نیاز گروه‌های استانداردگذاری شده‌اند، چرا که اکثر ارتباطات وابسته‌ به‌ تشریک‌ مساعی‌ و در نتیجه تلویحی (غیر صریح) شده است. بیان اینکه "من فردا صبح قرار دارم" یک معنای صریح و روشن دارد، اما بیشتر معنای آن از مفهوم و انگیزه  متکلم ناشی می‌شود. اگر بیان در پاسخ به این سوال باشد  که "آیا تو قصد رفتن به پارتی جان داری؟ " شنونده می‌تواند منطقاً برداشت کند که متکلم قصد نخواهد داشت که به پارتی برود، حتی با وجود اینکه بیان اصلاً اشاره‌ای به پارتی ندارد. تئوری زبانشناسی گرایس[1] (1975) معنای تلویحی بیان از "اصول وابسته‌ به‌ تشریک‌ مساعی‌" را اینگونه پیش می‌برد که مردم سعی می‌کنند تا خودشان را با بکارگیری از چهار قاعده کلی نسبت به بیانشان درک کنند: آنها در دقیق (قاعده حقیقت) و کامل بودن (قاعده کمیت) کوشا هستند، در عین حال ارتباط به طرفی است که مربوط به شنونده است (قاعده رابطه) و هرچه مختصر و روشن‌تر باشد (قاعده روش). شنونده با این چهار قاعده می‌تواند فرض کند که موعد مقرر نزدیک است و موجب می‌شود تا متکلم نتواند به پارتی توجه کند. بکارگیری "اصول وابسته‌ به‌ تشریک‌ مساعی‌" برای بسیاری از گروه‌های حسابداری کافی نیست. محققان حسابداری بهتر توانسته‌اند نقش قانون‌گذار را از طریق تشریح دقیق قواعدی که مبتنی بر اصول غیر وابسته به تشریک مساعی است، درک کنند. مدل‌های اقتصادی مبتنی بر افشای اختیاری به قاعده‌ای از سکوت گزینشی اشاره دارد: به موضوعی اشاره نکن مگر اینکه با سکوت ناظرسبب بدتر شدن آن شوی (برای مثال، ویرکیا[2]  1983). این دلیل معنای تلویحی از سکوت را می‌دهد- اینکه شرکت خبر خوبی برای گزارش ندارد. قاعده دیگر می‌تواند تاریک و مبهم گزینشی باشد: خبرهای خوب آسان پیدا می‌شوند و خبرهای بد سخت پیدا می‌شوند. لی (2008) ادعا کرد که شرکت‌هایی که کارهایشان را به درستی انجام می‌دهند، از کلمات اغراق‌آمیز و جملات موکد برای توصیف خبرهای بد استفاده می‌کنند.

 معنای تلویحی، از متنی ناشی می‌شود که متکلم از گزیده‌هایی چون آیا و چگونه برای صحبت کردن استفاده کند، آنچنان که  افشای تعهد شده به مخابره در مواقع بکارگیری اصول وابسته‌، به‌ تشریک‌ مساعی آسیب می‌رساند. (تصور کنید اگر شخصی در پارتی بیش از حد کار کند ...) زمانی که قاعده افشای گزینشی بکار گرفته می‌شود، افشای تعهد اطلاعیه اخبار بد مخابره تلویحی نسبت به مخابره روشن ایجاد می‌کند. شرح دقیق تئوری زبانشناسی در حسابداری مبتنی بر اصول غیر وابسته‌ به‌ تشریک‌ مساعی کمک خواهد کرد تا منافع مخابره روشن اضافی بیشتر از زیان مخابره تلویحی تعیین شود، با اینکه محققان تا به حال بکلی از جنبه اقتصادی در درک هزینه‌ها و منافع اختیار گزارشگری استفاده کرده‌اند.

 

روش‌ها و استاندارد‌های حسابداری چگونه استنتاج می‌شوند؟

هم زبان‌های طبیعی و هم روش‌های حسابداری به دلیل تنوع نیروهای موثر از جمله تغییرات در تکنولوژی مخابره، تعامل با سایر فرهنگ‌ها، و تغییرات در مطالب مورد بحث و تصمیمات نسبت به آنها، دائماً تغییر می‌کنند. یکی از کلیدی ترین تفاوت‌ها این است که وضعیت زبان طبیعی به ندرت محرک تغییرات محیطی است در حالی که وضعیت حسابداری اغلب اینگونه است. برای مثال تاریخ خاص حسابداری اجاره را مورد بررسی قرار دهید. روزی تمامی اجاره‌ها با اصطلاح مشابه اجاره بود و به عنوان هزینه‌ها با هیچ دارایی تخصیص داده شده یا بدهی بلند مدت ثبت می‌شد.  در پاسخ به این زبان ساده، شرکت‌ها وارد قراردادهای نوینی شدند که طبق آن دارایی مالی در اصل خریداری می‌شد ولی هنوز اجاره نام داشت و از این رو نیازی به شناخت یک بدهی وجود نداشت. استانداردگذاران با خلق کلمات جدیدی چون اجاره عملیاتی و اجاره سرمایه‌ای و همچنین قوانینی جهت تمایز آنها واکنش نشان دادند. این موضوع منجر به تغییر در تعداد قرارداد‌های اجاره شد که بدین صورت شرح داده می‌شود: شمار نامتناسبی از اجاره‌های عملیاتی هستند که از تعریف اجاره سرمایه‌ای  ناشی می‌شود، اما تعداد کمی از اجاره‌ها سرمایه‌ای هستند که از تعریف اجاره عملیاتی ناشی می‌شود. این تنها نمونه‌ای از چگونگی گروه جدیدی است که با تغییر حسابداری ایجاد شده است و عاملی را برای تغییرات حسابداری آتی مهیا می‌کند. تحلیل تئوریکی پنو[3] (2005)  نشان می‌دهد که تحقیق روی این موضوع اگرچه در تمایز بین مقوله‌ها مشکل وجود دارد ولی ادامه می‌یابد. نوآوری تکنولوژکی نیز منجر به تغییر زبان‌ها شده است و محققان می‌توانند اثرات زبان گزارشگری تجاری توسعه‌پذیر را که از منظر زبان مورد استفاده قرار گرفته پیش‌بینی کنند. طرح‌های اخیر برای زبان گزارشگری تجاری توسعه‌پذیر از قدرت تعیین طبقه‌بندی حساب‌های در دست تهیه‌کنندگان دست کشیده‌اند درحالی که قدرت بر ارائه صورت مالی از تهیه‌کنندگان به استفاده‌کنندگان انتقال یافته است (بخاطر اینکه استفاده‌کنندگان به راحتی می‌توانندگزارش‌های قابل خواندن توسط ماشین را دستکاری کنند). در نتیجه، محتوای تلویحی گزارش‌های حسابداری از انتخاب بر ارائه (که اخیراً به طور کامل متغیر است) به انتخاب طبقه‌بندی انتقال یافته است. این شرایط و موقعیت‌ها، استاندارد‌گذاران را مجبور می‌کند تا سعی کنند کنترل بیشتری بر طبقه‌بندی که اخیراً طراحی شده‌ است داشته باشند (راپورت[4] 2007). تحقیق بر ارزیابی زبان‌های طبیعی به سمتی گرایش دارد که حجم وسیعی از تحقیق تاریخی موشکافانه همراه با تفکری نسبی فرضیات واقع‌بینانه را در بر می‌گیرد. تحقیق حسابداری از این لحاظ ممکن است دارای مزیت باشد که به خاطر مقررات تجاری نوین تنها در زبان مورد استفاده جهت گزارش به بیرون (بر اساس اصول غیر وابسته‌ به‌ تشریک‌ مساعی‌) نیاز به تغییر داشته باشد اما در زبان مورد استفاده جهت بحث، توافق با همکاران (بر اساس اصول وابسته‌ به‌ تشریک‌ مساعی‌) لازم است. از این رو، تحقیق بر ارزیابی حسابداری غیر مشارکتی می‌تواند از ارزیابی ارتباطات مشارکتی به عنوان خط مبنایی برای مقایسه استفاده کند.

 

چرا تحقیق حسابداری اینقدر از دستور‌العمل (آموزش، راهنمایی) حسابداری فاصله دارد؟

تحقیق از آموزش در بخش‌های زبان مدرن فاصله گرفته است. اهداف اولیه برنامه‌های آموزشی فرانسه، آموزش دانشجویان برای صحبت کردن و فهم فرانسوی جهت درک فرهنگ فرانسه (مخصوصاً زمانی که فرهنگ در زبان نفوذ پیدا کرده است)، و خواندن و بحث کردن راجع به متون نوشتاری کلاسیک در زبان است. به عبارتی دیگر، تحقیق در بخش‌های زبان به موضوعات زبان شناختی، ادبیاتی و تاریخی تاکید دارد که کمترین نقش در تعلیم دارد. انفصال بین آموزش و تحقیق بحث‌هایی را به دنبال دارد از جمله اینکه بخش‌های زبان به نهاد‌های دانشگاهی ارتباطی ندارد، اعضای هیات علمی باید به جای تحقیق بر تعلیم تمرکز داشته باشند و تحقیق باید بر چگونگی زبان‌های آموزش متمرکز شود (برنارد[5]، 1997).

هدف اولیه اکثر کلاس‌های حسابداری، آموزش به دانشجویان در چگونگی طراحی و خواندن صورت‌های مالی به منظور درک مبادلات تجاری (به خصوص زمانی که مبادلات در حسابداری موثر هستند)، و خواندن و مورد بحث قرار دادن گزارش‌های مالی کلاسیکی است که نمایشگر ارتباط بین زبان و رفتار تجاری است. در حالی که کم کردن فاصله زیاد بین تحقیق و آموزش در حسابداری امری عادی است (دمسکی 2007، فلینگهام[6] 2007)، ارتباط در حسابداری نسبت به زبان‌های مدرن به مراتب نزدیک‌تر است. بسیاری از تحقیقات حسابداری پیشگامی ارزیابی حسابداری (اگرچه بکارگیری روش‌های اقتصادسنجی فراتر از دسترسی اکثر دانشجویان دوره لیسانس است) و مبادلات نوینی که محرک ارزیابی است را مستند کرده‌اند. علاوه بر این، چنین تحقیقاتی ارتباط بیشتری به هر دو دانشجویان و سیاست‌گذاران دارد چرا که استانداردگذاران به مراتب نقش با اهمیت‌تری در حسابداری نسبت به .... در فرانسه ایفا می‌کنند.

 

نتیجه‌گیری

در نظر گرفتن حسابداری به عنوان زبان تجاری به روشنی می‌تواند نقش استانداردگذاری را نشان دهد و نقطه‌ای برای میزبانی سوالات تحقیقات جدید است. علاوه بر این، این موضوع از دیرگاه مد نظر بوده ولی تاکید کافی بر آن نشده است، همچنین این موضوع نشان می‌دهد که آموزش و تحقیق حسابداری آنقدر هم ناپیوسته نیست و نقشه راهی را برای یکی کردن آنها در آینده تهیه می‌کند. 

 



[1]  grice

[2] .Verrcchia

[3]  penno

[4]  rappeport

[5]   bernhardt

[6] .Demeski & Fellingham