توری اثباتی حسابداری
ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱٠ : توسط : راحیل شفیعی سروستانی

 

 

 

 

 

 

   Positive Accounting Theory and Science

 

Last Revised: December 21, 2008                     

 

 

تئوری اثباتی حسابداری

 

گردآورنده: راحیل شفیعی سروستانی

(8739802)

 

استاد مربوط: جناب دکتر آقایی

 

 

 تئوری حسابداری 1، فصل 1

 

شماره تماس 09173126182

 

http://hesabdarekhebre.persianblog.ir

 

دانشگاه شهید چمران اهواز

 

بهار88

 

 

                                             به نام خدا

 

تئوری اثباتی حسابداری و علم

 

چکیده

این مقاله به بررسی توسعه تئوری های اثباتی می پردازد و آن را با 3نظریه استاندارد علمی [1] _پوپر[2] (1959)، کوهن [3](1996 ) و لاکاتوس[4] (1970 )_مقایسه می کند . تئوری های اثباتی حسابداری یکی از پرنفوذ ترین برنامه های تحقیقاتی حسابداری در طول 4 دهه اخیر بوده است. یکی از مهمترین مقایسه های که واتس و زیمرمن[5] برای مشروعیت و معروفیت نظریه هایشان به آن متوسل شده اند ، این است که دیدگاه تئوری حسابداری شبیه همان چیزی است که در علم وجود دارد. بنابراین این نکته برای ما حائز  اهمیت می باشد که : تا کجا می توان حسابداری را در قالب یک علم مطالعه کرد و همچنین اینکه چگونه توسعه تئوری های اثباتی حسابداری با سه استاندار علمی مقایسه می شود. چنین مقایسه هایی فهم و درک ما را از فرایند گردش و پیشرفت تئوری های اثباتی حسابداری در دهه اخیر افزایش می دهد و  روش شناختی[6] را که  باعث ایجاد اختلاف و  شکاف می شود را یاد آوری می کند. این مقاله نشان می دهد که درمطالعه حسابداری در قالب یک علم طبیعی و ذاتی بعضی از محدودیت ها وجود دارد. علاوه بر این موضع روش شناختی آن با  هیچکدام از نظریه استاندار علمی مطابقت ندارد . بلکه شامل عناصری از هر سه مورد آن می باشد. در نهایت این مقاله بعضی از وقفه ها و شکاف های روش شناختی را در تئوری های اثباتی حسابداری را معرفی می کند.

 

کلمات کلیدی: تئوری اثباتی حسابداری ، دانش ، روش شناختی ،فلسفه علم ،  روش شناختی مباحث.  

 

1.       مقدمه

در این مقاله توسعه تئوری اثباتی حسابداری بررسی می شود  و آن را با سه نظریه استاندارد علمی مقایسه می کند. در اینجا برخی مسائل گیج کننده در باره اینکه تئوری اثباتی حسابداری چیست ، وجود دارد . اگر از تعریف تئوری حسابداری که در سال 1986 در کتاب  واتز و زیمرمن ارائه گردیده است (به طور مثال، تئوری حسابداری: جستجو برای توضیح و پیش بینی روش های حسابداری و حسابرسی  می باشد) برای معنی کردن تئوری اثباتی حسابداری استفاده شود  آنگاه : مطالعه انتخاب های حسابداری و روش های حسابرسی تشکیل دهنده تئوری اثباتی حسابداری می باشد. این تئوری در فصل های 8-14 واتز و زیمرمن بحث شده است (1986). همچنین در همان زمان واتز و زیمرمن   (1986:1) بیان نمود ند که که کتابشان در جستجو برای تشریح ادبیات تجربی مبتنی بر اقتصاد در حسابداری است و آن را توضیح داده است ، در کتابشان علاوه بر مطالعه انتخاب های حسابداری ،بازار سرمایه مبنای تحقیقات می باشد. علاوه بر این واتز و زیمرمن (37 :1986) بیان داشتند  که در مقاله بال[7] و برون[8] در سال 1968 تحقیقات اثباتی در حسابداری به طور اولیه معرفی شده است . بنظر می رسد که آنها پیشنهاد می دهند که تئوری اثباتی حسابداری شامل هر دو مقوله تحقیقات حسابداری مبتنی بر بازار سرمایه و تحقیق برای انتخاب های حسابداری می باشد . این مقاله می پندارد که تئوری اثباتی حسابداری شامل  هر دو برنامه تحقیقاتی می باشد .این کاربرد مشابه با ادعای واتز و زیمرمن (8: 1986) است که آنها اصطلاح اثباتی را متفاوت با هنجاری یا تجویزی به کار می برند .

تئوری اثباتی حسابداری یکی از پر نفوذترین تحقیقات حسابداری در طول 4 دهه اخیر بوده است . که باعث بوجود آمدن تعداد زیادی تحقیقات تجربی برای ارزیابی میان ارقام حسابداری ، قیمت سهام وبازده ، و تعیین انتخاب های حسابداری به وسیله مدیریت  شده است. و این مسئله باعث پیدایش تعدادی از مجلات حسابداری گردیده است که از برجسته ترین آنها   می توان مجله حسابداری و اقتصاد[9] نام برد . برین[10] و سایرین در یک بررسی در دانشگاه U.K کیفیت مجلات را تعیین کرد و دریافت که 4 نوع  مجلات حسابداری وجود دارد  که شامل مجله حسابداری و اقتصاد ، مجله تحقیقات حسابداری[11]  ،بررسی حسابداری [12]   ،  حسابداری  و [13]سازماندهی و اجتماع می باشد. مجلاتی که در سه نوع اول چاپ شده اند مجلاتی هستند که تئوری اثباتی در آن مسلط می باشد.  صرف ارقام مجلات در این دو نمونه منتشر شده  در مجلات اصلی حسابداری  وغلبه تئوری اثباتی حسابداری در برنامه های دکترا در امریکا و دیگر کشورها سلطه و غلبه تئوری اثباتی حسابداری را تصدیق می کند. در حقیقت  ضرورت تحقیقات تجربی  به عنوان رویکرد تحقیقاتی مسلط را می توان به خواص تئوری اثباتی حسابداری نسبت داد.  بنابراین قضاوت درباره نفوذ وسیع تئوری اثباتی حسابداری به وسیله تعداد سرفصل های تحقیقاتی ، تعداد و غلبه مجلات به وجود آمده، و تسلط تئوری اثباتی حسابداری در برنامه های دکترا، نشان داده می شود.

یکی از مهمترین مقایسه هایی که واتز و زیمرمن ( فصل 1 :1986)  برای مشروعیت و معروفیت تئوری اثباتی حسابداری به آن متوسل شده اند تطبیق دیدگاه تئوری و آنچه که در علم است ، می باشد.  آنها به فلسفه های مختلف علمی برای دفاع از دیدگاه تئوریکیشان ، که همانند علم است و برای تطبیق روشها و برای بی اعتبار کردن تئوری های هنجاری ، استناد می کنند. در اینجا اهمیت تئوری اثباتی حسابداری در طول 4 دهه ، و  بررسی اینکه حسابداری چقدر می تواند در قالب یک علم طبیعی بررسی شود و چه محدودیت هایی در مورد آن وجود دارد ، بیان می شود . دانش وعلمی که واتز وزیمرمن برای  مشروعیت تئوری هایشان بکار بردند جالب می باشد زیرا چنین مقایسه هایی می تواند درک  ما را از چگونگی گردش و پیشرفت تئوری اثباتی حسابداری و آنچه که به عنوان شکاف روش شناختی باقی مانده ، افزایش دهد.

باید به این نکته توجه شود که تئوری اثباتی حسابداری مورد انتقادهای گوناگون قرار گرفته است. به عنوان مثال چامبرز[14](1993)حامی تئوری اثباتی حسابداری ، به عنوان یک متفکر  حسابداری اثباتی خوانده می شد. استرلینگ[15] (1990) از تئوری اثباتی حسابداری در ارتباط با اینکه این نوع تئوری خود را به مطالعات اثباتی در ارتباط با روشها و کاربردهای حسابداری محدود می کند و اینکه پیشرفتهای حسابداری به وسیله غفلت کردن از نیاز برای ارزیابی  روشهای حسابداری  به تاخیر می افتد ،انتقاد می کند. وایتینگ تون[16](1987) از تئوری اثباتی حسابداری از منظر ناتوانی های روش شناختی انتقاد می کند  و از تئوری هنجاری حسابداری که دارای یک جایگاه قانونی در حسابداری است دفاع می کند. نئو[17](1997) یک ارزیابی منفی از تئوری اثباتی حسابداری انجام داد.  سو[18] (1997) بیان داشت که تئوری اثباتی حسابداری تمرکز تحقیقات را محدود می کند . از طرف دیگر هال [19] (1997)با نظرات ارزیابی استرلینگ ، که حاشیه سود (کمک ) تئوری اثباتی حسابداری برابر صفر است ، مخالف است . چگونگی ایجاد هیجان توسط تئوری اثباتی حسابداری  میان دانشگاهیان توسط دی گان[20](1997) مورد بررسی قرار گرفت . میلن [21](2002) تلاشهای تئوری اثباتی حسابداری برای تشریح افشاهای یک موسسه اجتماعی به عنوان یک شکست و ناتوانی تشخیص داد.

علی الرغم این حقیقت که واتز و زیمرمن از علم به عنوان یک راه برای توضیح  تئوری هایشان استفاده کردند با این حال مجلات کمی وجود دارند که رشد وتوسعه تئوری اثباتی حسابداری را با نظرهای مختلف علمی بررسی  کنند. موک [22](1990) یکی از برجسته ترین معترضین در این زمینه است .او تئوری اثباتی حسابداری  را به برنامه های تحقیقاتی لاکوتوس تشبیه کرد .دیگر افرادی مثل کریستن سون[23](1983) و استرلینگ (1990) از تئوری اثباتی حسابداری   به دلیل عدم توانایی در دنباله روی از از روش های پوپر انتقاد کردند. بنابراین هیچکدام از این مقاله ها سعی در مقایسه الگو های رشد وتوسعه تئوری اثباتی حسابداری   را با نظرات پوپر(1959) ، کوهن (1969) و لاکاتوس (1970) را ندارد. اما این مقاله سعی در انجام این کار دارد.

هر چند این نظریه ها کمی قدیمی شده اند با این حال این مقاله از میان آنها 3 نظریه علمی را انتخاب می کند زیرا واتز و زیمرمن (1986) به این منابع اتخاذ سند نموده اند ، با این حال این نظرات به ما همان نظرات رشد وتوسعه علم را نمی دهند.

تمرکز اصلی این مقاله بر روی کتاب واتز و زیمرمن (1986) و مقاله سال 1990 آنها و ادبیات تجربی انتخاب های حسابداری  است. در ابتدا این دو منبع شامل مقداری بحث های روش شناختی به وسیله دو دسته تئوری اثباتی حسابداری  و ادبیات تجربی حسابداری است که به عنوان یک بررسی برای تعیین چگونگی توسعه تئوری اثباتی حسابداری  در طول 4 دهه اخیر می باشد.

این مقاله در مورد 3 روش شناختی مشترک به شرح زیر بحث می کند : الف )چگونگی گردش و پیشرفت تئوری اثباتی حسابداری  در طول زمان  ب) نقش بی نظمی[24] در تئوری اثباتی حسابداری  و ج )چگونه یک تئوری از میان تئوری های رقیب  انتخاب می شود. این 3 مطلب به دلیل اینکه در نظریات پوپر ، کوهن ، ولاکاتوس استفاده نشده است انتخاب گردیده است.

ساختار اصلی این مقاله به شرح زیر است : در قسمت بعدی یک شرح مختصر و مفید در مورد توسعه تئوری اثباتی حسابداری  و شرح مختصری از بکارگیری آن به عنوان پایه و اساسی برای بحث و بررسی در این قسمت ( در صفحات 6-3) تهیه گردیده است . قسمت سوم مشکلات و موانع تئوری اثباتی حسابداری   را بررسی می کند . قسمت 6-4 الگوهای توسعه را با سه نظریه توسعه علمی مقایسه می کند و قسمت آخر شامل نتیجه گیری می باشد.

 

2.رشد وتوسعه تئوری اثباتی حسابداری* 

تئوری اثباتی حسابداری ، با بررسی بعضی از فرضیات اصلی تئوری هنجاری حسابداری در سال 1960 شروع شد . دو دسته از مطالعات تجربی این فعالیت ها را هدایت می کند.  یکی از این دسته از مطالعات ( ار جمله بال و برون[25] 1968  فاستر1997 و بی ور؛1968 کلرک و رایت 1979 ؛لامبرت و مورس 1980؛ گرانت 1980؛ مک نیکلد و مانی گولد[26] 1983) وابستگی میان سود حسابداری و قیمت سهام را بررسی کردند . نتایج نشان داد که عدد سود منعکس کننده عوامل مربوط به ارزش یابی سهام ( از جمله گردش وجه نقد و ریسک و...) می باشد. این مطالب ( مطابق با نظرات واتز و زیمرمن ) ادعا در ادبیات حسابداری هنجاری که عدد سود حسابداری بی معنی است رو به تحلیل است زیرا آنها بر اساس ارزش های گوناگون محاسبه می شوند. در دومین مجموعه از مطالعات ( از جمله کاپلن و رول ،1972؛ ساندر،1973،1975 ؛ ریکس ،1982؛بی دل ولیندحال،1982[27]) تلاش می شود که میان دو دسته از فرضیات رقابتی  که شامل فرضیه های بی تاثیر[28] و فر ضیه های مکانیکی[29] **  است تمایز قائل شود .شواهد بدست آمده در این مطالعه با هم ترکیب شده اند و نمی توان میان این فرضیات تمایز قائل شد.

مجموعه مطالعات اشاره شده در بالا از فرضیه بازار های کارا و مدل قیمت گذاری  دارایی های سرمایه ای به عنوان اصل بنیادی استفاده می کند . علاوه بر این فرض می شود هزینه بستن قرداد* صفر می باشد[30]. تمام این مطالعات بر خاسته از شک و تردید درباره اثبات تجربی فرضیات اصلی هنجاری زیر در طول سال 1960 می باشد : الف) در اینجا فقط یک منبع اطلاعاتی در باره شرکت وجود دارد  ب)اعداد سود بی معنی و بی فایده می باشند زیرا  آنها بر اساس یک معیار واحد تهیه نمی شوند ج) ممکن است بازار سهام به دلیل دستکاری عدد سود از طریق انتخاب روش های مختلف حسابداری گمراه کننده باشد. مطالعه محتوای اطلاعات آشکار می سازد که این فرضیات برای تشریح جهان واقعی بعید خواهد بود. فرضیه بازارهای  کارا چنین بیان می دارد که برای کسب اطلاعات رقابت وجود دارد . در اینجا منابع جانشین اطلاعات درباره شرکت ها از جمله ارائه اطلاعات توسط مدیریت  مشاهدات  پرسنل داخلی شرکت توسط تحلیل گران و... وجود دارد . مشاهده وابستگی میان سود غیرمنتظره و نرخ غیر عادی بازده آشکار می سازد که عدد سود  منعکس کننده عوامل مربوط به ارزیابی سهام می باشد   علی الرغم اینکه  با یک معیار واحد محاسبه نشده اند. علاوه بر این طرفداران  به نظریه فرضیه بازارهای کارا و مدل قیمت گذاری داریی های سرمایه ای  در باره این که به طور سیستماتیک امکان گمراهی بازار به وسیله تغییرات حسابداری وجود ندارد بحث می کنند . بازار میان تغییرات حسابداری که دارای  تاثیر بر روی وجه نقد است و تغییراتی که تاثیری روی وجه نقد ندارد   تفاوت قائل می شود . بنابراین بعید است که فرضیات مکانیکی بتواند دنیای واقعی را تشریح کند.

با توجه به یادداشتهای بالا مطالعات اخیر نمی تواند به طور موفقیت آمیزی میان فرضیات بی تاثیر و فرضیات مکانیکی تمایز قائل شوند. که این موضوع می تواند منجر به رد کردن فرضیات  غیراثرگذار شود . از سوی دیگر این نتایج ، محققان را به بررسی جنبه های روش شناختی این مطالعات راهنمایی می کند   که این امر منجر به پیشرفت هایی در حوزه تحقیقات حسابداری می شود. ( اما باید به این نکته توجه داشت که در فعالیت های اقتصادی هزینه های معاملات صفر نخواهد بود(کواس[31] 1937).

محققان حسابداری فرضیه معاملات و اطلاعات بدون هزینه را مردود می شمارند.

این پیشرفت های غیر منتظره درهای جدیدی را برای احتمال توضیح و پیش گویی های روش های مختلف حسابداری در میان شرکتها بر روی محققان گشوده است .نظریه اصلی پشت این ادبیات این است که،  شرکت یک سلسله از قراردادها و روش های حسابداری است که جز لاینفک قراردادها می باشند . ارقام حسابداری برای نوشتن،  نظارت و اجرای قراردادها به کار می رود . در این رابطه مشاهده می شود  که حسابداری می تواند بر ارزش شرکت از طریق تاثیر بر روی قراردادها   موثر باشد.  حسابداری بیشتر از یک شکل منحصر به فرد، که تحت رژیم[32] بازار های رقابتی و مدل قیمت گذاری داری های سرمایه ای فرض شده است ، چیز دیگر نیست*.حذف فرض هزینه صفر قراردادها نشان می دهد که روش های حسابداری یک پتانسیل بالقوه برای تاثیر گذاری روی گردش وجه نقد در بین طرفین قراردادها دارد . بنابراین یک انگیزه برای طرف های قرارداد برای انتخاب روش های موثر حسابداری بوجود می آورد.

گمان می شود که نظرات بالا عمومی هستند . مطالعات تجربی انتخاب های حسابداری،  تاثیر متغیرهای وابسته را بر طرح پادش مبتنی بر سود،  بدهی و فرایند های عمومی موثر بر شرکت را بررسی کرده اند . 3 فرضیه اساسی که مورد آزمایش بررسی قرار می گیرد شامل الف ) فرضیه طرح پاداش[33]  ب)فرضیه بدهی به سرمایه[34]  ج ) فرضیه هزینه های عمومی و سیاسی[35]. فرضیه طرح پاداش بیان می دارد که شرکت هایی که از طرح پاداش استفاده می کنند   روش های حسابداری را بر می گزینند که سود دوره جاری را کاهش دهد . فرضیه بدهی به سرمایه بیان می دارد که شرکت هایی با نرخ بالای بدهی به سرمایه فرایند هایی را برای انتقال سود از دوره آتی به دوره جاری بر می گزینند . فرضیه هزینه عمومی  سیاسی بیان  می دارد که شرکت های بزرگ نسبت به شرکت های کوچک روش های حسابداری را بر   می گزینند  که سود را از دوره جاری به دوره های  آتی منتقل نماید. اندازه شرکت ها به عنوان یک نماینده[36] متغیر برای توجهات سیاسی و عمومی در مطالعات اخیر به کار رفته است ( واتز و زیمرمن 1978). اساس همه فرضیات، این فرض اساسی است که هزینه معاملات غیر صفر است . شواهد تجربی با این فرضیات عموما ثابت و استوار است ( واتز و زیمر من 1986؛فصل 11).جریان های دیگری از تحقیقات، تاثیر تغییرات حسابداری بر روی قیمت سهام ـ اختیاری و غیر اختیاری ـ را بررسی  می کنند ( واتز و زیمرمن 1986). بعد از مطالعات اولیه مدیریت سود ،مطالعات تجربی به بررسی فرضیات مختلفی پرداخته است . برای مثال برخی از بررسی های مدیریت سود در ارتباط با وقایع خاص وجود دارد  از جمله  ]خرید سهم توسط مدیران (دی انجلو[37] 1986)، معاملات با کارگران (لیبرتی و زیمرمن[38] 1986)،بحث های نمایندگی (دی آنجلو، 1988) ، بررسی های مهم مالکیتی (جوونز[39] 1991) تغییرات غیر عادی اجرایی(پورسیا[40] 1993)، هدیه های عمومی اولیه (تی اوه[41] 1998)[ . از سوی دیگر، هنوز بررسی هایی که باعث ایجاد پیوند میان ویژگی های حاکمیت شرکتی و مدیریت سود می شود انجام می شود ( از جمله تاثیر مالکیت شخصی موسسات روی رفتارهای تحقیق و توسعه (بوش[42]1998) ، تاثیر مدیریت مستقل و CEO سهامداران روی مدیریت سود (رتن گا و ترنسی[43]،2003) ،تاثیر 6 موسسه حسابرسی بزرگ روی تعهدات اختیاری (بیکر[44]،1998 و فرنسیس،1999)،  ارزیابی میان دستمزد حسابرسان برای حسابرسی  و خدمات غیر حسابرسی  و مدیریت سود (فرانکل[45] 2003)، تاثیر اعضای غیر موظف هیات مدیره و کمیته حسابرسی روی تعهدات غیر عادی (پینسل[46]2005)، ارزیابی میان ویژگی های هیات مدیره و سیاست های محافظه کارانه(احمد و دول من[47]،2007 )). همچنین جدیدا برخی از مطالعات که سیاست های محافظه کارانه را بررسی می کند ، انجام گرفته است (واتز 2003).

 

3.مشکلات و موانع  تئوری اثباتی حسابداری

در این قسمت 2 مشکل تئوری اثباتی حسابداری بررسی می شود. اول این که :در اینجا یک بحث کارکرد طولانی در مورد اینکه ایا روش شناختی علوم طبیعی برای علوم اجتماعی نیز مناسب می باشد، وجود دارد . در اینجا تعدادی از افراد وجود دارند ( از جمله مالینوسکی،1960 و دورخیم،[48]1964)که معتقدند که روش شناسی علوم طبیعی  می تواند در مطالعه پدیده های اجتماعی بکار رود . برای مثال دورخیم (1964) با پدید های طبیعی به عنوان یک شی رفتار می کند و در مورد اینکه باید با آنها به عنوان یک شی رفتار کرد، بحث می کند . بنابراین آنها می توانند به عنوان یک شی خارجی آن را بطور عینی و قابل مشاهده مطالعه کنند. در اینجا افراد دیگری از جمله (لینسون 1974) هستند که اعتقاد دارند که مدلهای علوم طبیعی از چند جنبه برای علوم اجتماعی قابل تخصیص نخواهند بود. برای اینکه بتوان  یک رویداد و واقعه را به عنوان فعالیت انسانی به حساب آورد ، ضروری است که رفتارهای قابل مشاهده در عبارات اقلام ذهنی به طور تجربی تفسیر گردد. این یک جنبه ذهنی رفتار است ( نه جنبه فیزیکی) که یک معنی را برای یک فعالیت ایجاد می کند . وبر1964در مورد اینکه فعالیت ها ، اجتماعی هستند ، تا جایی که به وسیله خاصیت ذهنی معنی ها به آن توسط یک نماینده مرتبط شود، بحث می کند .  بوش وایتلی (1988) و ماوک[49](1990) در برابر اعتقاد محققان حسابداری بر روی فلسفه علوم طبیعی بحث می کنند .

یک نگاه کوتاه ومختصر به قسمت 2 نشان می دهد که یکی از سوالات اساسی  که محققان تئوری اثباتی حسابداری در جستجوی جواب آن هستند این است که چرا مدیران ،انتخاب های حسابداری انجام می دهند ( همانطور که این کار را انجام می دهند ) . مطابق با نظریات بین اللملی ،اصطلاحات بایستی در قالب عبارات ذهنی نمایندگان این حرفه ( مثل مدیران)به صورت روان بیان شود (فای[50] 1996؛139-136). اصطلاحات و توضیحات بایستی در هنگام تصمیم گیری در مورد انتخاب های حسابداری  در باور مدیران راحت و روان و در ذهن آنان موزون  باشد. صحت توضیحات به نظم و قاعده خاصی در رفتارهای ،انتخاب های حسابداری در موقعیت های مشابه به وسیله خود نمایندگان یا دیگران وابسته نیست (لیسنوف1974). چنین رفتارهایی وجود دارد، زیرا افراد معمولا در موقعیت های یکسان، فعالیت های یکسانی انجام نمی دهند. دو فرد می توانند دو عمل مختلف در موفعیت یکسان و یا فعالیت یکسان در موقعیت های مختلف انجام دهند .

محققان تئوری اثباتی حسابداری مواضع رفتار گرایی را تصدیق می کنند . نظریه ای که وجود دارد این است که یک فرایند ذهنی می تواند در قالب رفتارهای قابل مشاهده تعریف شود. در زمانی که شرایط در قراردادهای بدهی با محدودیت همراه است، مشاهده می شود که مدیران تمایل  به انتقال سود از دوره آتی به دوره جاری دارند ، که در چنین شرایط سختی فرض می شود که انتخاب های حسابداری که موجب افزایش درآمدهای دوره جاری می شود ، انجام می شود.

دوما، قانون های علوم اجتماعی به طور خاص نقطه مقابل علوم طبیعی نمی باشند . در این جا هیچ تئوری که به طور خاص مقدار کامل و درست مدیریت سود را در واکنش به محرک ها، در فرضیات بیان کند،  وجود ندارد( از جمله فرضیه طرح پاداش،  فرضیه بدهی به سرمایه و سیاست های مالی ). مشروعیت و قانونی بودن این مدل ها به انتخاب مدل های مخصوصی برای بررسی بستگی دارد. علاوه بر این، قانون های علوم جتماعی نسبت به تفسیر های علوم طبیعی از عمومیت کمتری برخوردار هستند . برای مثال 3 فرضیه مدیریت سود که به طور گسترده تست و آزمایش گردیده اند، دارای یک پیش زمینه سازمانی محیطی مخصوص هستند . این فرضیات برای فرهنگ سازی و متمدن سازی در زمینه هایی که ارقام حسابداری برای نوشتن ، کاربرد واجرای قراردادها در شرکت ها مناسب هستند به کار می روند. جامعه های  آمریکایی-انگلیسی از چنین نمونه هایی هستند. اما در این جا جامعه هایی مثل ژاپن وجود دارند که ساختار سازمانی صنایع شان و ارتباطات قراردادی میان بانک و قرض گیرندگان شرکت ها در آنجا  با آمریکا و کانادا فرق دارد (ساندر[51] 1999).

جوامعی همانند ژاپن وجود دارند که در آنجا جزییات و تفضیل قراردادهای بدهی همانند کشورهای انگلیسی-امریکایی نمی باشد و حجم و مقدار استفاده از ارقام حسابداری در چنین جوامعی به وسعت اندازه استفاده در جوامع انگلیسی-امریکایی نمی باشد.  تراست ( مدیریت امانی ) نقشی اساسی در ارتباطات بدهکار بستانکار در این جوامع بازی می کند (سوابه و یاماجی[52]،1999) . بنابراین طبیعی است که سیستم حسابداری و کنترلی متفاوتی برای اجرا و انجام چنین روابط و عناصری نیاز دارند، که با مقتضیات  و عناصر مناسب کشور های انگلیسی امریکایی متفاوت خواهد بود ( ساندرز 1990).فرضیات بدهی به حقوق صاحبان سهام تنها ممکن است محدویت های کاربردی در چنین جوامعی داشته باشد. حتی در همان جوامع مقدار استفاده از ارقام حسابداری در قراردادهای بدهی ممکن است بیش از زمان معین باشد . برای مثال بیگلی و فردمن[53] (2004) دریافتند که نقش ارقام حسابداری در قراردادهای بدهی دولتی در طول دوره 2000-1975 تغییر یافته است. فراوانی محدودیت های مبانی حسابداری در تقسیم سود سهام و استقراض به طور بااهمیتی از سال 1979-1675 و همچنین 2000-1999 کاهش یافته است . بنابراین تعمیم پذیری تئوری اثباتی حسابداری به وسیله محیط های نهادی و رسمی و هچنین زمان با محدودیت همراه است.

 

4. تئوری اثباتی حسابداری علم طبیعی یا علم خارجی و غیرعادی [54]

مطابق با مطالعات پوپر(1959 ) دانش همانند یک تمرین و تکرار به وسیله دانشمندان ، یک امر غیرعادی و خارجی در طبیعت، و در تلاش های دائمی دانشمندان برای رد کردن تئوری هاست. از سوی دیگر دیدگاه کوهن (1996) چنین است که "علوم طبیعی[55] " از فعالیت های علمی جوامع و موسسات علمی تشکیل شده است. باید به این نکته توجه کرد که پوپر(70-52) وجود علوم طبیعی را تصدیق می کند . به هر حال موضع او در برابر علوم طبیعی به طور برجسته ای با موضع کوهن تفاوت دارد . زمانی که کوهن علوم طبیعی را به عنوان یک ضرورت برای پیشرفت های علمی دید، پوپر موضع علوم طبیعی را مورد رسیدگی قرار داد.

پیش زمینه مختصر توسعه تئوری اثباتی حسابداری که در قسمت دوم ترسیم شد به نظر می اید که پیشنهاد می کند که آنچه را  کوهن به عنوان علوم طبیعی می نامد، توسعه تئوری اثباتی حسابداری را از جنبه های مختلف و مهم توصیف می کند . علوم طبیعی شامل شرح تلاش های انجام شده برای طبقه بندی[56] الگوها و نمونه هایی با هدف پیشرفت و توسعه ارتباط  و ایجاد پیوند میان الگوها و طبیعت است . یک الگو معمولا به اندازه کافی مبهم می باشد و سطح کفایت آن، نوع کارهایی را که باید انجام دهند باز می کند. کوهن علوم طبیعی را به عنوان یک فعالیت حاکمیتی حل مسئله به وسیله نقش یک الگو تشریح می کند . مسائل و معماها هر دو ویژگی تئوریکی بودن و علوم تجربی را دارا می باشند .

کوهن ادعا می کند که علوم طبیعی باید در کارهایی که انجام می دهد دارای الگوی عمومی باشد . این تنها به این دلیل است که آنها بتوانند تلاش هایشان را بر روی جزئیات طبقه بندی الگوها و انجام کارهای ضروری برای تلاش های عادی در عمق آن متمرکز کنند.

تئوری اثباتی حسابداری به عنوان یک برنامه و روش قانونی برای محققان تعریف شده است . مسائلی که برای محققان اثباتی اهمیت دارد این است که : چرا مدیران روش های حسابداری معینی را انتخاب می کنند نه روش های دیگر ؟ چرا مدیران یک روش حسابداری را به روش های دیگر مرتبط می کنند؟ مدیران هنگام انتخاب های روش های حسابداری با چه مشوق ها و چه محدودیت هایی مواجه هستند؟ بعد از انتشار مقالات واتز و زیمرمن در سال 1978 این سوالات  ذهن پژوهشگران حسابداری اثباتی را به خود مشغول کرد . مقالات واتز و زیمرمن درسال 1978 نظراتی را منتشر کرد که محرک ها و مشوق ها ی مدیریت و موضع تحلیل گریشان را در استاندارد های حسابداری مشخص می کند. محققان بعدی این نظریه ها را گسترش دادند و بسیاری از فرضیات را که محرک های مدیریت و رفتارهای مدیریتی  انتخاب های حسابداریشان را به هم پیوند می داد، توسعه دادند . از زمان انتشار مقالات واتز و زیمرمن (1978 ) محققان خود را برای توضیح و طبقه بندی این تئوری ها کاندید  کردند .

نکات بالا در دو مثال شرح داده شده است : اول ، اندازگیری متغیر های وابسته ( مثل انتخاب های حسابداری به وسیله مدیریت ) در مطالعات مدیریت سود است . محققان اخیر از جمله (دی کن،1979؛ هاگرمن و زمی جواسکی ،1979؛ داهالی وال،[57]1980)  انتخاب یک فرایند حسابداری منفرد  ( مثل روش های استهلاک   روش های هزینه یابی موجودی ها و ...) را در یک زمان بررسی کردند. که این مورد منجر به  انتقاداتی در این رابطه  شد که، عدد سود نه از طریق یک فرایند حسابداری منفرد اما به وسیله ارقام حاصل از فرایند های حسابداری متغیر که برای مدیریت در دسترس هستند ، مورد دستکاری قرار می گیرند. زمی جواسکی و هاگرمن ( 1981) مطالعات قبلی را به وسیله بررسی مجموعه ای از فرایند ها ی حسابداری توسعه دادند. هلی[58](1985 ) گامی به جلوتر برداشت و از تعهدات حسابداری [59]به عنوان یک متغیر وابسته در تاثیر گرفتن یک دسته از تصمیمات احتیاطی[60] به وسیله مدیریت استفاده کرد. هنگامی که اقلام تعهدی یک خلاصه اندازگیری از احتیاط های مدیریت را آماده می کنند و امکان یک پیشرفت بر روی مطالعات قبلی را آماده می کنند،  تحمل کردن وتن دادن به این شرایط ناشی از کاستی و قصور در این زمینه است. هلی( 1985 ) از تمام اقلام تعهدی به عنوان یک ابزار نمایندگی و وکالتی برای تعهدات اختیاری استفاده کرد. سوالات اصلی که محققان در این رابطه می پرسند این است که آیا همه اقلام تعهدی در حالت عادی اختیاری هستند ، سپس محققان اثباتی برای طراحی مدل بهتری از تعهدات اختیاری آن را به کار می گیرند (دی آنگلو 1986 و جونز 1991).

دی کو و سایرین ،1995؛ دیکو و اسلوان (1991)؛تی هو و دیگران (1998)؛دی کو ودایچیو(2002)؛ کوتاری و سایرین[61] (2005)، مدل های مختلفی از تعهدات اختیاری را گسترش دادند.

دوما ،از موارد مذکور اخیر 3 فرضیه مهم که شامل فرضیات طرح پاداش ، فرضیه بدهی به حقوق صاحبان سهام   و فرضیه اندازه می باشد  مورد آزمایش قرار گرفته است. مطالعات اخیر از نمایندگان اولیه و خام متغیر برای نشان دادن پاداش های مدیریتی ،  محدودیت قراردادهای بدهی و هزینه های سیاسی استفاده کرده اند . به هر حال مثل زمان های گذشته محققان توانستند تئوری و متغیر ها را تصحیح نمایند . برای مثال محققان اخیر برای نشان دادن وجود طرح های پاداش برای آزمایش آن از متغیرهای ساختگی استفاده کردند . محققان بعدی (مثل هالی 1985) جزئیات طرح های پاداش را بررسی کردند و فرضیات مرتبط با جزئیات طرح های پاداش و هدایت مدیریت سود را ایجاد کردند . تلاش های مشابه ای  (از جمله دوک وهانت 1990 و پرس ویتروپ[62] 1990)  در طبقه بندی فرضیه بدهی / سهام مشاهده می شود . در مقابل عده ای از محققان از جمله (واتز و زیمرمن 1978) از اندازه به عنوان یک نماینده برای هزینه های سیاسی استفاده کردند. مطالعات بعدی، رفتار انتخاب های حسابداری مدیران را در پاسخ به موقعیت هایی که حساسیت و واکنش شرکت را در موقعیت سیاسی خاص منعکس می کند را،  بررسی می کند. جونز(1991) یک مثال از این نمونه است . او رفتار مدیران را در انتخاب حسابداری فرایند های داخلی را که می تواند برای حفظ تولید مفید باشد را، بررسی می کند .

مثال های تشریح شده در بالا بدین شرح است : الف) چگونه یک مطالعه بر روی مطالعات قبلی بنا می شود . ب) چگونه تئوری اثباتی حسابداری بر خورد با سوالات خاص را تعریف می کند. این مثال ها همچنین تشریح می کند هنگامی که محققان تئوری اثباتی حسابداری برای بررسی انتخاب های حسابداری ملزم به یک چارچوب اساسی می شوند ، خود دارای یک چارچوب داخلی مهم می باشند .

5. نقش بی نظمی ها[63]

پوپر یکی از نظریه های معرف علمی را ارئه کرد . او یکی از افرادی است که باعث تحریف های[64] حسابداری گردیده است . لاکاتوس (1970) سه نوع از این تحریف کنندگان ثبت ها را شرح می دهد: کوته فکرو متعصب ، بدون دقت،  خبره[65]. تحریف کنندگان متعصب می گویند که تمام تئوری ها حدسی هستند و علم و دانش نمی تواند آنها را اثبات کند . که این نظر می تواند رد شود . آنها خواستار این بودند که وقتی که یک تئوری پذیرفته نمی شود باید به طور قطعی رد شود . این به معنی آن است که دانش به وسیله تکرار براندازی و نپذیرفتن تئوری ها به وسیله واقعیت های موجود رشد می کند (لاکاتوس 97-70). تحریف کنندگان بی دقت شبیه تحریف کنندگان متعصب هستند به جز آنکه برخی از تصمیمات روش شناختی که نیاز دارند به وسیله تحریف های بی دقتانه گرفته می شود . لاکاتوس به دو ویژگی عمومی برای این دو دسته اشاره می کند که شامل الف ) یک تست و آزمایش میان تجربه و تئوری وجود دارد ( باید انجام شود )  ب) تنها خروجی جالب این مقابله رد شدن تئوری می باشد . محققان تئوری اثباتی حسابداری، تعهدی به دیکته کردن روش شناختی تحریف کنندگان ندارند .

تئوری اثباتی حسابداری تا به اینجا با قدرت تایید شده است . دلایل استواری همراه با فرضیاتی وجود دارند که منجر به حمایت از این فرضیات می شوند . از نقطه نظر منطقی برای صحیح بودن، فرضیات به تنهایی کافی و ضروری نیست . زیرا آنها با واقعیت سازگار هستند (بلاکو[66] 1992). هنگامی که شواهد و مدارکی وجود دارد  که منجر به حمایت قوی از فرضیات می شود ، ضرورتا به درستی و حقیقت فرضیات نیازی ندارد . ضمنا واتز و زیمرمن( 1990)  این موضوع را شناسایی کرده اند . در اینجا مسائلی مربوط به تفسیر قواعد تجربی مشاهده شده درتحقیقات حسابداری اثباتی وجود دارد مخصوصا در مورد اینکه ممکن است متغیر های حذف شده برای جمع آوری مدارک و دلایل در مطالعات انتخاب های حسابداری مسئول باشند  . بنابراین این مورد ممکن است در ویژگی های قواعد در قراردادهای متغیر مربوط به پاداش های مدیریت ، بدهی و فرایندهای سیاسی نادر و غلط باشد .

عده ای ( از جمله کریستون سون 1983؛استرلینگ 1990[67]) از تئوری اثباتی حسابداری استفاده کردند  زیرا روش های دیکته شده پوپر را دنبال نمی کند. این انتقاد فراموش شده است . بی نظمی ها در علم  به طور فراوان دیده می شود  (لاکاتوس 1970). هنگامی که چامبرز می گوید که تئوری هایی که مورد رسیدگی قرار می گیرند از میان بهترین تئوری ها  هستند، احتمالا کاملا آن را درک کرده است . اگر تئوری ها در طفولیت رد شوند تئوری هرگز رشد نخواهد کرد . در یک روش مشابه ( واتز و زیمرمن 1990) در پاسخ به انتقادات هینس[68] (1988) ( که در ارتباط با سستی مقالت واتز و زیمرمن می باشد، که همه روش های دیکته شده تنها در مقالات به کار می رود ) بیان داشت که هیچ مقاله تحقیقاتی نباید چاپ شود . بعدها پوپر پذیرفت که تحریف ها یک نقش مهم در دانش را بازی می کنند . اگر دانشمندان به آسانی در مقابل تحریف ها تسلیم شوند ، هرگز قدرت واقعی تئوری ها را درک نمی کنند .

واتز و زیمرمن (1986؛ 10) فرض کردند که بی نظمی و بی ترتیبی ها منجر به کنار گذاری تئوری ها نمی شود . یک تئوری صرفا با مشاهدات متناقض جدید کنار گذاشته نمی شود  ( واتز و زیمرمن 1990؛150).  هیچ تئوری همیشه به طور موفقیت آمیزی تمام پدیدها را پیشگویی نمی کند . اطلاعات تئوری هرگز کاملا درست نمی باشند.  نیاز ضروری به یک تئوری جایگزین با قدرت توضیحی بیشتر منجر به کنار گذازی تئوری می شود  ( واتز و زیمر من 1990؛ 140) . در مهمترین مفهوم، این موضع با موضع کوهن و تحریف های خبره آن شباهت دارد . مطالعات تاریخی علم کوهن (1996؛77) پیشنهاد می دهد که زمانی که یک الگوی جایگزین پدیدار می شود  یک نمونه و الگوی قبلی به صورت نامعتبر و باطل شناسایی شده است .  تصمیم برای کنار گذاری یک الگو مشابه با تصمیم برای پذیرفتن یک الگوی جایگزین است . این تصمیم شامل مقایسه میان الگوهای جایگزین و مقایسه میان الگوها و واقعیت می باشد . مطابق با نظرات تحریف کنندگان خبره اگر تئوری دیگری (T1) با ویژگی زیر رخ دهد  تئوری علمی (T0) باطل می شود الف )  T1 دارای محتوای تجربی بیشتری از T0 باشد ، مثل اینکه T1 وقایع جدید را پیشگویی کند. ب) T1 موفقیت های قبلی T0 را توضیح دهد  ج ) بعضی از موارد افزایش محتوای تجربی T1 اثبات شود ( لاکاتوس 1970 ؛ 116) .حسابداری مبتنی بر بی نظمی بازار سرمایه موضع محققان تئوری اثباتی حسابداری را در برابر بی نظمی ها تشریح می کند . بال و  برون (1968) شواهد ورودی سود گذشته اعلام شده جمع شونده[69] (PEAD) را گزارش کردند . و از آن زمان به بعد  مطالعات دیگری (از جمله اسلوان 1996 ، هایرشیلیفر2004؛تافلر و دیگران[70] 2004)، دیگر مبانی غیر متعارف حسابداری را مستند کردند . همانند یادداشتهای نیکولاس داهن (2004) PEAD یکی از مهمترین بقایای غیر متعارف در حسابداری و مالی مبتنی بر بازار اوراق سهام  می باشد . تا زمانی که محققان حسابداری از مبنای بازار سرمایه استفاده می کنند ، فرضیه بازارهای کارا را کنار نمی گذارند بلکه محققان دادها و تست های آماری مهمتری را جستجو می کنند ،  بازاراهای کارا را دوباره تعریف می کنند ، توضیحات جایگزینی را برای  غیر متعرف ها و فرصت های تحقیقاتی بعدی را پیشنهاد می کنند .  بووس[71] یک نمونه از آنها می باشد  (2004).

هر واقعیت مشاهده شده در واقع یک شکل از تئوری های تشریحی می باشد( لاکاتوس ؛1970). بنابراین گاهی اوقات وقایع مشهود با  یک تئوری برخورد می  کند که این برخورد ممکن است میان  تئوری تحت آزمایش و تئوری تشریحی بوجود آید . بنابراین در برخورد میان واقعیت ها و تئوری، احتیاجی به اشاره به تئوری های تحت آزمایش که حذف گردیده اند نیست ، بلکه ممکن است به نیاز ها برای بازبینی مجدد تئوری های تشریحی اشاره گردد . لاکاتوس (1970؛ 129-128) و فید بند[72](1993) به ما می گویند که این وقایع در تارخ علم دانش اتفاق افتاده است .

در تئوری اثباتی حسابداری هنگامی که اقلام تعهدی به عنوان یک متغیر وابسته به کار می روند، ممکن است به عنوان یک نماینده اقلام معوق اختیاری به کار روند . بنابراین اطلاعات اقلام تعهدی از لحاظ یک تئوری اختیاری می باشند . بنابراین اگر اقلام تعهدی در تصدیق و تائید مدیریت سود شکست خورد  این قصور و شکست احتیاجی به اشاره به تئوری های تحت آزمایش که رد شده است را ندارد بلکه ممکن است به نیاز برای بازبینی مجدد مدل های تعهدی اشاره کند . همانا محققان تئوری اثباتی حسابداری تلاش های تحقیقاتی مهمی در ایجاد مدلهای مختلف تعهدی انجام داده اند و باید به این نکته توجه داشت که بررسی مدل های تعهدی بدون هیچ انحراف مهمی شروع شده است . در واقع مقاله هلی 1985 برای اولین بار از اقلام تعهدی در بررسی  مدیریت سود  استفاده کردو با فرضیاتش شواهدی استوار بوجود اورد که باعث ایجاد انگیزه برای کاپلن برای رسیدن به سوالاتی درباره تناسب مدل های تعویقیش گردید .

لاکاتوس (1970) پذیرفت که تجربه ها و آزمایشات قاطع و حتمی در تارخ علم وجود دارد و این آزمایشات و تجارب منجر به نپذیرفتن یک تئوری می شود. اما وی نشان داد که فرایند حذف به کندی انجام می گیرد و گاهی اوقات دهه ها به طول می انجامد . او در مرحله بعد در مورد اینکه آزمایش های مهمتر و قاطع تر، بعد از نیاز ضروری به یک تئوری انجام می گردد ، بحث می کند (لاکاتوس 1970 ؛159-158). ادراک نقش مهمی در این رابطه بازی می کند ، علاوه بر این باید به این نکته توجه داشت که در تاریخ علم معبر و گذرگاه [73]غیرمتعارف زمان باعث تقویت تئوری های تئوری های تحت آزمایش می شود لاکاتوس (1970؛137).

واکنش محققان اثباتی به شکست مطالعات اخیر برای تمایز قائل شدن میان فرضیه های رقابتی ـ فرضیه های بی اثر و فرضیه های ماشین نگر ـ حالت و رفتار محققان اثباتی را در مقابل دادها و تئوری ها تشریح می کند.  شکست مطالعات اخیر در تمایز قائل شدن میان فرضیات رقابتی منجر به نپذیرفتن فرضیه بازارهای کارا نمی شود  . این به دلیل آزمایش فرضیات  بی اثر می باشد که فرضیات مشترک بازارهای کارا و مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای را با هم آزمایش می کند  (واتز و زیمرمن 1986‌ ؛74). این شکست ها ممکن است به علت تجربیات غیر توصیفی هریک از فرضیات بازارهای کارا و مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای  و معاملات بدون هزینه باشد. به نظر می رسد موفقیت فرضیه بازارهای کارا در زمینه مالی به علت داشتن تاثیر روی  رفتار و وضعیت تشریحی  پژوشگران می باشد . باید به این نکته توجه کرد که به جای رد کردن فرضیه بازارهای کارا و مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای محققان شروع به بالا بردن سطح سوالاتشان در باره سندیت و دلایل تشریح و تفسیر معاملات بدون هزینه و سرانجام رها کردن فرضیات کردند این موضوع پیشنهاد می دهد که محققان اثباتی نباید به شواهد تجربی به عنوان  حکم نهایی یک تئوری نگاه کنند .هم دادها و هم تئوری بر روی یگدیگر اثرگذارند. قضاوت و ارزیابی نیز در این باره وارد می شود .موفقیت یک تئوری در پیوستگی منظم ممکن است محققان را به چشم پوشی از شواهد مغایر هدایت کند. چنین وقایعی در این مورد اتفاق افتاده است. موفقیت فرضیه  بازارهای کارا و مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای در زمینه مالی و حسابداری ممکن است نقش قابل ملاحظه ای در این زمینه بازی کند .

باید به این نکته توجه کرد که کنار گذاری فرضیه معاملات بدون هزینه منجر به این شد که ماوکـ[74] (1990؛ 37-36) به تئوری اثباتی حسابداری به عنوان یک مورد مشابه مسائل تحقیقاتی لاکاتوس توجه کند . صحت این استدلال ها مشکوک است زیرا کنار گذاری  معاملات بدون هزینه منجر به یک برنامه تحقیقاتی مجزا بر اساس تحقیقات حسابداری مبتنی بر بازار سرمایه گردید . تحقیق در انتخاب های حسابداری یک رشته جدید است . این درست است که کنار گذاری فرض معاملات بدون هزینه، محققان اثباتی را قادر به توضبح انتخاب های حسابداری می کند ، اما دو نوع برنامه تحقیقاتی مختلف در این زمینه منتشر شده است. برنامه تحقیقاتی جدید سوالات مختلفی را عنوان می کند که توضیح موفقیت برنامه های حسابداری مبتنی بر بازار سرمایه را به حال خود رها می کند . این الگوی توسعه،برای  برنامه ها وطرح های لاکاتوس مناسب نمی باشد.، زیرا مطابق با این برنامه ، تعدیلات در یک منطقه حفاظتی[75] برای تطبیق وقایع جدید ساخته و آماده می شوند ( لاکاتوس 1970 ؛ 137-133).  بعد ازین اصلاح ، برنامه محققان برای توضیح رد نکردن محتوای تئوری های مختلف جدید ادامه می یابد.

 

6. انتخاب تئوری

در این قسمت یک تفاوت مهم میان تئوری اثباتی حسابداری و نظریه های علم وجود دارد . مواضع واتز و زیمرمن این است که هنگامی که یک تئوری جانشین با قدرت توضیحی بالاتر پیدا می شود تئوری موجود متروک و از کار افتاده می شود ( که به رقابت میان تئوری های  رقیب که می تواند  تصمیم منطقی اتخاذ نماید اشاره می کند ). تئوری با قدرت توضیح بالاتر انتخاب خواهد شد که نشان  دهنده این است  که محققان تئوری اثباتی حسابداری دانش انباشته شده در طبیعت را بررسی می کنند .  پوپر (1970 ؛ 57-56) این نظریه را تصدیق می کند . او اعتقاد داشت که مقایسه منطقی میان چارچوب رقابتی همیشه امکان پذیر است . از طرف دیگر کوهن (1996 ؛ 103 ) پیشنهاد می کند که الگو های رقیب متناقص و مقایسه ناپذیر هستند . بنابر این بحث بر روی الگو های رقیب نمی تواند به تنهایی  به وسیله استدلال و آزمایش معین می شود ( کوهن 50-48).

سیاست قانع سازی [76] برای تبدیل حامیان الگوهای قدیمی به الگو های جدید به کار می رود ( کوهن 1996؛ 154). یکی از مهمترین خصوصیات نظریات علمی کوهن این است که دانش به طور طبیعی در یک جا جمع نگردیده است . این یک مغایرت با موضع محققان تئوری اثباتی حسابداری است .

مسئله و موضع تئوری اثباتی حسابداری بالا در انتخاب تئوری ها  این است که هیچ تئوری با قدرت توضیحی بالاتر به طور ناگهانی پدیدار نمی شود . قدرت توضیحی که تئوری اثباتی حسابداری در حال حاضر دارا می باشد ، نتیجه 4 دهه تلاش تحقیقاتی است . بنابراین اگر قدرت توضیحی نسبی تئوری های رقابتی (که منجر به یک داوری و قضاوت در انتخاب تئوری ها می گردد ) در مراحل اولیه به کار نرود، در مراحل بعدی بایستی به کار رود . بنابراین 3 سوال روش شناختی مربوط عبارت است از الف ) چگونه تصمیم معقولانه ای برای اینکه آیا شانسی به تئوری جدید داده شود یا اجازه دهیم که در همان ابتدای راه و طفولیت رد شود ، گرفته شود . ب) در چه مرحله ای از توسعه تئوری قدرت توضیحی نسبی ایجاد شده باید به کار رود و ج ) چگونه میان دو تئوری هنگامی که تئوری جدید بعضی از جنبه های تئوری قدیمی را توضیح می دهد و بعضی از پدیدهای جدید به وسیله تئوری قدیمی قابل توضیح می باشند ، یکی را انتخاب کنیم . دو نمودار در شکل 1 این سه موقعیت را تشریح می کند. بی تردید این شکل این مسئله را بیان می دارد که تصمیمات منطقی که در موقعیت A گرفته می شود آسانتر از موقعیت B  می باشد .

 

A

B


موقعیت B:تئوری جدید بعضی از تئوری های

وبعضی از پدیدهای جدید را توضیح می دهد

موقعیت A: تمام تئوری های قدیمی و بعضی

 از پدیدهای جدید را توضیح می دهد


 

شکل 1 : دو موقعیت ارتباط میان تئوری قدیمی و منتشر شده با تئوری جدید

 

 

موقعیت B می توانند با کمک یک تئوری قانونی[77] و تئوری سهامداری[78] تشریح  شود . این تئوری ها برای توضیح اجتماعی و افشاهای محیطی به وسیله یک شرکت به کار می رود ( دی گان 304-275) هم چنین فرضیه هزینه های سیاسی می تواند برای توضیحات اجتماعی و افشات محیطی به کار رود .برای مثال استفاده از چارچوب تئوری نمایندگی نس و مایرز[79](1991) یک ارزیابی اثباتی میان گزارشات طبیعی افشات محیطی شرکت های بزرگ کانادایی و صنایع روغن پیدا کرد . بنابراین تئوری های قانونی و تئوری های سهامداران ممکن است تئوری های رقیب تئوری اثباتی حسابداری را بررسی کنند . با این حال ، هیچ تئوری به طور کامل پدیدها را کاملا توضیح        نمی دهد.

علاوه بر این همانند یادداشتهای دی گان (2007) تئوری های مورد بحث بر مبنای فرضیات مختلف قرار دارند . بنابراین قدرت نسبی توضیح نمی تواند برای انتخاب میان این تئوری ها در این مرحله به کار رود .

 

7.نتیجه گیری

در این مقاله رشد و توسعه تئوری اثباتی حسابداری بررسی می شود و سپس با 3 نظریه علمی پوپر ، کوهن و لاکاتوس مقایسه می شود . این مقاله نشان می دهد که موضع روش شناختی تئوری اثباتی حسابداری با هیچ کدام از نظریه ها به طور کامل مطابقت ندارد . اما به نسبت شامل عناصر هر سه نظریه می شود . تجزیه تحلیل این مقاله آشکار می سازد که توسعه تئوری اثباتی حسابداری در دهه های گذشته ممکن است آنچه را که کوهن علوم طبیعی می نامد ، توصیف کند. زمانی که محققان تئوری اثباتی حسابداری به یک چارچوب اساسی برای برای بررسی انتخاب های حسابداری متعهد ماندند ( مثل تشریح انتخاب های حسابداری به وسیله مدیریت ) ، با این کار آنها یک مبنای مهم و منطقی برای فعالیت های دانشگاهی ایجاد کردند . محققان تئوری اثباتی حسابداری معتقدند که داده ها و اطلاعات [80]حکم نهایی یک تئوری نمی باشند . به طور نسبی یک بازی پیچیده میان تئوری و داده ها و اطلاعات وجود دارد . بنابراین شواهد متناقض به طور اتوماتیک آنها را به رد کردن تئوری ها سوق نمی دهد . یک تئوری تنها هنگامی رد می شود که یک تئوری رقیب با قدرت توضیحی بالاتر پدیدار شود . بنابراین انتخاب میان تئوری ها ، یک امر منطقی است و دانش حسابداری به طور متراکم و جمع شونده در طبیعت وجود دارد . به هر حال این مقاله در مورد اینکه موضع روش شناختی تئوری اثباتی حسابداری در انتخاب تئوری ها با مشکل برخورد می کند ، بحث می کند . بحث مطرح شده در این قسمت این است که، ،هنگامی  یک تئوری جایگزین می شود که یک تئوری رقیب با قدرت توضیحی بالاتر پدیدار شود که بتواند مسائل را به طور منطقی حل کند .  اگر هیچ تئوری با قدرت توضیحی بالاتر به طور ناگهانی پدیدار نشود ، معیار قدرت توضیحی بالاتر نمی تواند در مراحل اولیه رشد یک تئوری به کار رود . با این حال این معیار در مراحل بعدی توسعه به کار می رود .

در نتیجه سه سوال مهم روش شناختی مطرح به شرح زیر می باشد: الف ) چگونه به طور منطقی در مورد اینکه آیا شانسی در انتخاب تئوری جدید وجود دارد، تصمیم گیری شود . ب) در چه مرحله ای باید معیار قدرت توضیحی بالاتر در انتخاب میان تئوری های رقابتی به کار رود ؟ ج) سرانجام  چگونه میان دو تئوری رقیب ، هنگامی که یک تئوری بعضی از پدیدها را توضیح می دهد و بعضی از عناصر و پدیدها به وسیله تئوری دیگر قابل توضیح نباشد ، یکی را انتخاب کنیم ؟ ، طرفداران تئوری اثباتی حسابداری در این مقاله سکوت کرده اند .

توجه به نقش ارزش قضاوت در تئوری اثباتی حسابداری مهم می باشد . نقش  قضاوت و اعتقاد بیشتر از گفته های تایید شده   واتز و زیمرمن (1986 ؛ 8) است . آنها نقش ارزش قضاوت را در انتخاب نوع تحقیق و انتخاب مدل پذیرقتند .

به هر حال ، این نقش در ارزیابی تحقیقات کمرنگ می باشد . هنگامی که یک برنامه تحقیقاتی ، آنچه را که کوهن (1996) به عنوان علوم طبیعی می نامد ( همانند آنچه که تئوری اثباتی حسابداری انجام می دهد) دنبال کند، انجمن محققان بایستی در برنامه های بعدی این نظرات را دنبال کنند .

این  مقاله به دو مشکل در ارتباط با تئوری اثباتی حسابداری توجه می کند . اول اینکه : تعیین مفهوم و مقصود تصمیمات مدیریتی انتخاب های حسابداری ، به طور قابل اتکا مشکل است . دوما ، اگر چه اصول اساسی مدیریت سود (مثل محرک های مدیریتی تاثیر گذار روی انتخاب های حسابداری ) به نظر می رسد که حالت عمومی داشته باشند ، عمومیت فرضیات مخصوصی که تئوری اثباتی حسابداری را بررسی می کند به وسیله عوامل محیطی شرکت و زمان با محدودیت مواجه می شود . بنابراین تا زمانی که در محیط سازمانی در سراسر جهان اختلاف وجود دارد ، ممکن است نتوانیم یک تئوری اثباتی حسابداری کلی و سراسری را آزمایش و بررسی کنیم .

به هر حال این امر در حسابداری منحصر به فرد نمی باشد . به نسبت در علوم اجتماعی تئوری اثباتی حسابداری یک امر بومی می باشد .

 

منابع:

     


Ahmed, A. S. and Duellman, S. (2007),

‘Accounting Conservatism and Board of

Director Characteristics: An empirical

Analysis’, Journal of Accounting and

Economics, vol. 43, pp. 411-437.

Ball, R. J. and Brown, P. (1968), ‘An Empirical

Evaluation of Accounting Income

Numbers’, Journal of Accounting Research,

vol. 6 (Autumn), pp. 159-178.

Basu, S. (2004), ‘What Do We Learn from Two

New Accounting-Based Stock Market

Anomalies’? Journal of Accounting and

Economics, vol. 38, pp. 333-348.

Beaver, W. H. (1968), ‘The Information

Content of Annual Earnings

Announcements’, Empirical Research in

Accounting: Selected Studies, supplement to

Vol. 6 of Journal of Accounting Research,

pp. 67-92.

Beaver, W. H., Clarke, R. and Wright, W.

(1979), ‘The Association Between

Unsystematic Security Returns and the

Magnitude of Earnings Forecast Errors’,

Journal of Accounting Research, vol. 17,

pp. 316: 340.

Beaver, W. H., Lambert, R. and Morse, D.

(1980), ‘The Information Content of

Security Prices’, Journal of Accounting and

Economics, vol. 2, pp. 3-28.

Becker, C. L., Defond, M. L., Jiambalvo, J. and

Subramanyam, K. R. (1998), ‘The Effect of

Audit Quality on Earnings Management’,

Contemporary Accounting Research, vol.

15(1), pp. 1-24.

Begley, J. and Freedman, R. (2004) ‘The

Changing Role of Accounting Numbers in

Public Lending Agreements’, Accounting

Horizons, 18 (No. 2), pp. 81-96.

Biddle, G. C. and Lindahl, F. W. (1982).

‘Stock Price Reactions to LIFO Adoptions:

The Association Between Excess Returns

and LIFO Tax Savings’, Journal of

Accounting Research, vol. 20 (Autumn), pp.

551-588.

Blaug, M. (1992). The Methodology of

Economics Or How Economists Explain,

Second Edition, Cambridge Surveys of

 


 

 

 

 


Economic Literature, Cambridge University

Press.

Brinn, T., Jones, M. J. and Pendlebury, M.

(1996), ‘UK Accountants’ Perceptions of

Research Journal Quality’, Accounting and

Business Research, vol. 26 (3), pp. 265-278.

Bushee, B. (1998). ‘The Influence of

Institutional Investors on Myopic R&D

Investment Behavior’, The Accounting

Review, vol.73 (3), pp. 305-333.

Chalmers, A. F. (1999), What is This Thing

called Science? 3rd Edition, Hackett

Publishing Company, Inc.,

Indianapolis/Cambridge.

Chambers, R. J. (1993), ‘Positive Accounting

Theory and the PA Cult’, Abacus, vol. 29

(1), pp. 1-26.

Christenson. C. (1983), ‘The Methodology of

Positive Accounting’, Accounting Review,

vol.58 (1), pp. 1-22.

Christie, A. A. (1990), ‘Aggregation of Test

Statistics: An Evaluation of the Evidence on

Contracting and Size Hypotheses’, Journal

of Accounting & Economics, vol. 12, pp. 15-

36.

Coase, R. H. (1937), ‘The Nature of the Firm’,

Economica, vol. (November), pp. 386-405.

Deakin III, E. B. (1979), ‘An Analysis of

Differences Between Non-Major Oil Firms

Using Successful Efforts and Full Cost

Methods’, The Accounting Review, vol. 54

(October), pp. 722-734.

DeAngelo, L. E. (1986), ‘Accounting Numbers

as Market Valuation Substitutes: A Study of

Management Buyouts of Public

Shareholders’, The Accounting Review, vol.

61 (July), pp. 400-420.

DeAngelo, L. E. (1988), ‘Managerial

Competition, Information Costs, and

Corporate Governance: The Use of

Accounting Performance Measures in Proxy

Contests’, Journal of Accounting and

Economics, vol. 10 (January), pp. 3-36.

Dechow, P. and Dichev, I. (2002), ‘The Quality

of Accruals and Earnings: The Role of

Accrual Estimation Errors’, The Accounting

Review, vol. 77 (supplement), pp. 35-59.

Dechow, P. M. and Sloan, R. G. (1991),

‘Executive Incentives and the Horizon

Problem’, Journal of Accounting &

Economics, vol. 14 (March), pp. 51-89.

Dechow, P. M., Sloan. R. G. and Sweeney, A.

P. (1995).’ Detecting Earnings

Management’, The Accounting Review,

vol. 70 (April), pp. 193-225.

Deegan, C. (1997), ‘Positive Accounting

Theory: A Useful Tool for Explanation and

Prediction, or a Body of Vacuous, Insidious

and Discredited Thoughts’, Accounting

Forum, vol. 21 (1), pp. 63-72.

Deegan, C. (2007), Financial Accounting

Theory, Second Edition, McGraw-Hill

Irwin, NSW, Australia.

Dhaliwal, D. S. (1980), ‘The Effect of the

Firm’s Capital Structure on the Choice of

Accounting Methods’, The Accounting

Review, vol. 55 (January), pp. 78-84.

Duke, J. C. and Hunt III, H. G. (1990), ‘An

Empirical Examination of Debt Covenant

Restrictions and Accounting-Related Debt

Proxies’, Journal of Accounting and

Economics, vol. 12 (January), pp. 45-63.

Durkheim, E. (1964). The Rules of Sociological

Method, Free Press, Glencoe.

Fay, B. (1996), Contemporary Philosophy of

Social Science, Blackwell Publishers Ltd.,

Oxford

Feyerabend, P. (1993), Against Method, Verso,

New York .

Francis, J. R., Maydew, E. L. and Sparks, H. C.

(1999), ‘The Role of Big 6 Auditors in the

Credible Reporting of Accruals’, Auditing:

A Journal of Practice and Theory, vol. 18

(2), pp.17-34.

Frankel, R. M., Johnson, M. F. and Nelson, K.

K. (2002), ‘The Relation between Auditors’

Fees for Nonaudit Services and Earnings

Management’, The Accounting Review, vol.

77 (supplement), pp. 71-105.

Foster, G. (1977), ‘Quarterly Accounting Data:

Time-Series Properties and Predictive-

Ability Results’, Accounting Review, vol. 52

(January), pp. 1-21.

Grant, E. B. (1980), ‘Market Implications of

Differential Amounts of Interim

Information’, Journal of Accounting

Research, vol. 18 (Spring), pp. 255-268.

Hagerman, R. L. and Zmijewski, M. E. (1979),

‘Some Economic Determinants of

Accounting Policy Choice’, Journal of

Accounting & Economics, vol. 1, pp. 141-

161.

14

Hall, S. C. (1997), ‘In Defense of Positive

Accounting Theory’, Accounting Forum,

vol. 21 (1), pp. 43-52.

Healy, P. M. (1985), ‘The Effect of Bonus

Schemes on Accounting Decisions’, Journal

of Accounting and Economics, vol. 7

(April), pp. 85-107.

Hines, R. D. (1988), ‘Popper’s Methodology of

Falsificationism and Accounting Research’,

The Accounting Review, vol. (October), pp.

657-662.

Hirshleifer. D., Hou, K., Teoh, S. H. and

Zhang, Y. (2004), ‘Do Investors Overvalue

Firms with Bloated Balance Sheets?’

Journal of Accounting & Economics, vol. 38

(1-3), pp. 297-331.

Jones, J. J. (1991), ‘Earnings Management

During Import Relief Investigations’,

Journal of Accounting Research, vol. 29

(Autumn), pp.193-228.

Kaplan, R. S. and Roll, R. (1972), ‘Investor

Evaluation of Accounting Information:

Some Empirical Evidence’, Journal of

Business, vol. 45 (April), pp. 225-257.

Kaplan, R. S. (1985), ‘Comments on Paul

Healy: Evidence on the Effect of Bonus

Schemes on Accounting Procedures and

Accrual Decisions’, Journal of Accounting

and Economics, vol.7 (April), pp. 109-

113.

Kothari, S. P., Leone, A. J. and Wasley, C. E.

(2005), ‘Performance Matched

Discretionary Accrual Measures’, Journal of

Accounting and Economics, vol.39, pp.163-

197.

Krishnan, G. V. (2003), ‘Does Big 6 Auditor

Industry Expertise Constrain Earnings

Management?’, Accounting Horizons, vol.

17 (supplement), pp. 1-16.

Kuhn, T. S. (1996), The Structure of Scientific

Revolutions, Third Edition, The University

of Chicago Press, Chicago and London.

Lakatos, I. (1970), ‘Falsification and the

methodology of scientific research

programmes’, in: I. Lakatos and A.

Musgrave (ed) Criticism and the Growth of

Knowledge, Cambridge University Press,

Cambridge.

Lessnoff, M. H. (1974), The Structure of Social

Science- A Philosophical Introduction,

George Allen & Unwin Ltd., London.

Liberty. S. E. and Zimmerman, J. L. (1986),

‘Labor Union Contract Negotiations and

Accounting Choices’, The Accounting

Review, vol. 61 (4), pp. 692-712.

Malinowski, B. (1960). A Scientific Theory of

Culture, Oxford University Press, New

York..

McNichols, M. and Manegold, J. G. (1983),

‘The Effect of the Information Environment

on the Relationship Between Financial

Disclosure and Security Price Variability’,

Journal of Accounting & Economics, vol.

5 (April), pp. 49-74.

McNichols, M. and Wilson, G. P. (1988),

‘Evidence of Earnings Management from

the Provision for Bad Debts’, Journal of

Accounting Research, vol. 26 (Supplement),

pp. 1-31.

Milne, M. (2002), ‘Positive Accounting

Theory, Political Costs and Social

Disclosure Analyses: A Critical Look’,

Critical Perspectives on Accounting, vol. 13

(3), pp. 369-395.

Mouck, T. (1990), ‘Positive Accounting Theory

as a Lakatosian Research Programme’,

Accounting and Business Research, vol.

20, pp. 231-239.

Ness, K. E. and Mirza, A. M. (1991),

‘Corporate Social Disclosure: A Note on a

Test of Agency Theory’, British Accounting

Review, vol. 23 (3), pp. 211-217.

Neu, D. (1997), ‘Positive Accounting Theory:

A Pragmatic Assessment’, Accounting

Forum, vol. 21 (1), pp. 53-62.

Nichols, D. C. and Wahlen, J. M. (2004), ‘How

Do Earnings Numbers Relate to Stock

Returns? A Review of Classic Accounting

Research with Updated Evidence’,

Accounting Horizons, vol. 18 (4), pp. 263-

286.

Peasnell, K. V., Pope, P. F. and Young, S.

(2005), ‘Board Monitoring and Earnings

Management: Do Outside Directors

Influence Abnormal Accruals?’, Journal of

Business Finance & Accounting, vol 32, pp.

1311-1346.

Popper, K. (1959), The Logic of Scientific

Discovery, Routledge, London and New

York.

Popper, K. (1970), ‘Normal Science and Its

Dangers’, in: I. Lakatos and A. Musgrave

15

(ed) Criticism and the Growth of

Knowledge, Cambridge University Press,

Cambridge.

Pourciau, S. (1993), ‘Earnings Management

and Nonroutine Executive Changes’,

Journal of Accounting and Economics, vol.

16 (Jan./April/July), pp. 317-336.

Press, E. G. and Weintrop, J. B. (1990),

‘Accounting-Based Constraints in Public

and Private Debt Agreements: Their

Association with Leverage and Impact on

Accounting Choice’, Journal of Accounting

and Economics, vol. 12 (January), pp. 65-

95.

Reitenga, A. L. and Tearney, M. G. (2003),

‘Mandatory CEO Retirements, Discretionary

Accruals, and Corporate Governance

Mechanisms’, Journal of Accounting,

Auditing & Finance, vol.18(2), pp. 255-280.

Ricks, W. (1982), ‘The Market’s Response to

the 1974 LIFO Adoptions’, Journal of

Accounting Research, vol. 20 (August,

Part I), pp. 367-387.

Sawabe, N. and Yamaji, H. (1999),

‘Institutional Accounting Research: An

Introduction’, in Shyam Sunder and

Hidetoshi Yamaji (eds.) The Japanese Style

of Business Accounting, Quorum Books,

Westport, Connecticut.

Sloan, R. G. (1996), ‘Do Stock Prices Fully

Reflect Information in Accruals and Cash

Flows About Future Earnings?’, The

Accounting Review, vol. 71 (3), pp. 289-316.

Sterling, R. R. (1990), ‘Positive Accounting:

An Assessment’, Abacus, vol. 26 (2), pp.

97-135.

Sue, M. (1997), ‘Comments on Positive

Accounting Theory: A Necessarily

Blinkered View’, Accounting Forum, vol. 21

(1), pp. 73-80.

Sunder, S. (1973), ‘Relationship Between

Accounting Changes and Stock Prices:

Problems of Measurement and Some

Empirical Evidence’, Empirical Research in

Accounting: Selected Studies, supplement

to Vol. 11 of Journal of Accounting

Research, pp. 1-45.

Sunder, S. (1975), ‘Stock Price and Risk

Related to Accounting Changes in Iventory

Valuation’, Accounting Review, vol. 50

(April), pp. 305-315.

Sunder, S. (1999) ‘Design and Implementation

of Contracts: A Comparison of Factor

Markets Relevant to Financial Reporting in

Japan and the United States’, in Shyam

Sunder and Hidetoshi Yamaji (eds.) The

Japanese Style of Business Accounting.

Quorum Books, Westport, Connecticut.

Taffler, R. J., Lu, J. and Kausar, A. (2004),

‘In Denial? Market Underreaction to Going-

Concern Audit Report Disclosures’, Journal

of Accounting and Economics, vol. 38 (1-3),

pp. 263-296.

Teoh, S. H., Wong, T. J. and Rao, G. R. (1998),

‘Are Accruals During Initial Public

Offerings Opportunistic?’, Review of

Accounting Studies, vol. 3 (1 & 2), pp. 175-

208.

Watts, R. and Zimmerman, J. (1978), ‘Towards

a Positive Theory of the Determination of

Accounting Standards’, Accounting Review,

vol. 53 (January), pp. 112-134.

Watts, R. L. and Zimmerman, J. L. (1986),

Positive Accounting Theory, Prentice – Hall,

New Jersey.

Watts, R. L. and Zimmerman, J. L. (1990),

‘Positive Accounting Theory: A Ten Year

Perspective’, The Accounting Review, vol.

65 (1, January), pp.131-156.

Watts, R. L. (2003a), ‘Conservatism in

Accounting Part I: Explanations and

Implications’, Accounting Horizons, vol.17

(3), pp.207-221.

Watts, R. L. (2003a), ‘Conservatism in

Accounting Part II: Evidence and Research

Opportunities’, Accounting Horizons, vol.17

(4), pp.287-301.

Weber, M. (1964), The Theory of Social and

Economic Organization. Free Press,

Glencoe.

Whitley, R. D. (1988) ‘The Possibility and

Utility of Positive Accounting Theory’,

Accounting, Organizations and Society, vol.

13 (6), pp. 631-645.

Whittington, G. (1987), ‘Positive Accounting:

A Review Article’, Accounting and Business

Research, Vol.17, pp. 327-336.

Zmijewski, M. and Hagerman, R. (1981), ‘An

Income Strategy Approach to the Positive

Theory of Accounting Standard

Setting/Choice’, Journal of Accounting and

Economics, vol. 3 (August), pp. 129-149.


 

 

 

 

 



1.standard account science

[2] .poper

[3] . Kuhn

[4] .lakatos

[5] .watts & zimmerman

[6] methodological

[7]. Ball

[8] . Brown

[9] .Accounting and Economics

[10] .Brinn

[11] Journal of Accounting Research

[12] Accounting  Review

[13] .Accounting , Organization and Society

[14] .Chambers

[15] .Sterling

[16] .Whitington

[17] /Neu

[18] .Sue

[19] . Hall

[20] .Deegan

[21] . Milne

[22] .Mouck

[23] .Chirstenson

[24] . anomalies

[25] .Ball & Brown

[26]; Beaver,; Foster, Clarke and Wright ,Lambert and Morse,  Grant, McNichols and Manegold,

3 . Kaplan and Roll,  Sunder,  Ricks,  Biddle and Lindahl,

4. hypotheses-  the  no-effects

5 . mechanistic hypothesis

 

 

*.این قسمت به طور عمده بر اساس نظرات واتز وزیمرمن (1986) رائه گردیده است

**.فرضیات بی تاثیر بیان میدارد که تغییر در قیمت سهام به تغییرات اختیاری در قیمت سهام وابسته است مگر اینکه آنها هیچ تاثیری روی وجه نقد نداشته باشنداین فرضیات مبتنی بر EMH,CAPMو معاملات بدون هزینه می باشد.از سوی دیگر فرضیه مکانیکی ،یک رابطه  ماشینی و غیر فکری  میان تغییرات حسابداری و تغییر قیمت سهام ، فرض می کند . این فرضیات بیان می دارد که مدیران می توانند به طور سیستماتیک  به وسیله اعداد سود چندگانه از میان روش های مختلف حسابداری باعث گمراهی بازار سهام گردند . از سوی دیگر فرضیات بی تاثیر بیان می دارد که  از طریق اعدادسود ، بازار را مشاهده کرد.واتز وزیمرمن (1986؛76-72)  

 

[30] . contracting costs4 were zero

*..هزینه بستن قراردادها به عناصر زیر تفیکیک می شوند : هزینه های معاملات ،هزینه های اطلاعات ، هزینه های نمایندگی، هزینه های انتقال مجدد، هزینه های کارگذاری .(واتز و زیمرمن 1990؛ 135-134)

[31] . Coase

[32] .regime

[33] the bonus plan  hypothesis

3. the  debt-equity hypothesis

4.political cost hypothesis

 

*.تحت رژیم EMH, CAPM حسابداری یک شکل منحصر به فرداست و هیچ تاثیری روی گردش وجه نقد دارا نمی باشد به جز زمانی که با روش ارزشی یابی LIFO مرتبط می شود و دارای تاثیر مالیاتی می باشد.

 

[36] . proxy

[37].DeAngelo .

[38].Liberty and Zimmerman .

[39] .Jones

[40] .Pourciau

[41]. Teoh

[42] .Bushee

[43] .Reitenga and Tearney

[44] Becker , Francis

[45] .Frankel

[46] .Peasnell

[47].Ahmed and Duellman

 

[48] .Malinowski، Durkheim

[49] Both Whitley and Mouck

[50] .Fay

[51].Sunder

[52] .Sawabe and Yamaji

[53].Begley and Freedman

[54]. Extraordinary Science

[55] .normal science

[56] .articulate

[57] Deakin,  Hagerman and Zmijewski ، Dhaliwal,

[58] . Healy

[59]. accounting accruals

[60] .discretionary decisions

[61]Dechow et al., Dechow and Sloan Teoh et al., Dechow and Dichev  and Kothari

 

[62] Duke  and  Hunt  ;  Press  and Weintrop

[63] . Role of Anomalies

 

[64] falsificationis

[65] dogmatic,  naive  and sophisticated

[66] Blaug

[67] .Christenson ; Sterling

[68] Hines

[69] post- earnings-announcement drift

[70] Sloan Hirshleifer et al.,  Taffler et al

[71]. Basu

[72]Feyerabend

[73] passage

[74]Mouck

[75]protective belt

[76]Persuasion

[77] .legitimacy  theory 

[78] .stakeholder theory

[79] , Ness and Mirza

[80].data