هزینه یابی و مدیریت بر مبنای فعالیت ( ABC&ABM)
ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٩ : توسط : راحیل شفیعی سروستانی

 

 

 

 

به نام خدا

 

هزینه یابی و مدیریت  بر مبنای فعالیت ( (ABC&ABM

 

 

استاد راهنما  :جناب دکتر دستگیر

 

گردآورندگان :

راحیل شفیعی سروستانی

الهام آبشیرینی

 

 

بهار88

مقدمه

با توجه یه تغییرات  شگرفی که در زمینه تکنولوژی و ارائه روشها و دیدگاههای جدید از اوایل دهه 80 ایجاد گردید ، سازمانها به این نتیجه رسیدند که برای ادامه حیات خویش و ارائه خدمات برتر به مشتریان باید شیوه ها و فرایندهای خود را بهبود بخشند و برای بقا در بازار ضمن افزایش مستمر کیفیت ، هزینه را به نحو قابل قبولی پایین آورند ،البته رشد سریع تکنولوژی در ابعاد مختلف این امکان را تا حدی برای آنها فراهم می آورد، اما علاوه بر این ،این سازمانها می بایست در روشهای حسابداری و مدیریتی خویش تجدید نظر کنند . چون اتکا به روشها و تکنیکهای سنتی دیگر نمی توانست نیازهای امروزی آنان را برآورده کند. این نیاز مبرم از یک طرف و رشد و توسعه  دیدگاههای جدید در زمینه حسابداری مدیریت از طرف دیگر ،باعث ایجاد تحول در ارائه روشهای نوین محاسبه بهای تمام شده گردید .

 

تاریخچه ABC

تفکر ایجاد ارتباط بین هزینه ها و فعالیتها  در اواخر دهه 1960 و اوایل 1970 در آثار برخی از نویسندگان از جمله سالومنز و استاباس  ارائه گردید. در دهه 1980 با افزایش رقابت و تغییرات سریع فناوری اکثر واحدهای اقتصادی ایالات متحده از سیستمهای هزینه یابی  استفاده می کردند که در دهه های پیشتر توسعه یافته بود . زمانی که رقابت شدت کمی داشت و مواد اولیه و دستمزد مستقیم به عنوان جمع بهای تمام شده محصولات بیشتر شرکتها به حساب گرفته می شد و استفاده موثر و کارآمد از کار مستقیم ،عامل مهمی در موفقیت به حساب می آمد . با توجه به نقش تعیین کننده رقابت در بقای شرکتها ، مبنای رقابت فراتر از استفاده موثر از کار مستقیم قرار گرفت و آشکار شد که  سیستمهای هزینه یابی سنتی برای براورده کردن نیازهای واحدهای اقتصادی فعال در محیط اقتصادی جدید نامناسبند . در اواخر دهه1980 به دنبال انعکاس ضعفها و نارساییهای سیستمهای رایج حسابداری در ارائه اطلاعات دقیق هزینه ،توجه جدی در محافل دانشگاهی و حرفه ای به رابطه بین فعالیت و هزینه بیشتر جلب گردید. این توجه عمدتا بر اساس پیدایش سه سازه اصلی بود.سازه اول تغییر نوینی بود که در دنیا جهت معرفی تکنولوژی مدرن ،مکانیزم های تولیدی جدید در کشورهای مختلف بویژه ژاپن و ... رخ داد.سازه دوم این بود که در دهه 1980 فلسفه فکری بسیاری از مدیران شرکتها دستخوش تغییرات عمده گردید و علاوه بر سودآوری ،رقابت در سطح جهانی ، افزایش رضایت مشتریان ، تاکید بر کنترل کیفیت محصولات و کاهش هزینه ها نیز جزء اهداف اصلی مدیران قرار گرفت .

سازه سوم این بود که عده ای از نویسندگان حسابداری به تشریح فضای جدید تولید ،نقشهای گوناگون تکنولوژی و دید گاههای جدید مدیران پرداختند . در این میان  محققانی چون رابرت کاپلان و روبین کوپر از دانشکده اقتصاد دانشگاه هاروارد  نسبت به دیگران تاثیر بسزایی در انعکاس نارسایی های سیستم های سنتی داشتند. این نویسندگان معتقد بودند که استفاده از سیستمهای سنتی نه تنها پاسخگوی احتیاجات مدیران نیست ،بلکه استفاده از اطلاعات آنها سبب گمراهی و عدم تصمیم گیری صحیح می شود . این شرایط  که به امر دسترسی به اطلاعات سریع و به موقع اهمیت زیادی بخشیده است ،منجر به پیدایش شیوه جدیدی برای هزینه یابی موسوم به ((هزینه یابی بر مبنای فعالیت )) گردید.

 

تعریف ABC

در ادبیات حسابداری تعاریف مختلفی از هزینه یابی بر مبنای فعالیت ارائه شده است:

 می هر و دیکین معتقدند : «هزینه یابی بر مبنای فعالیت یک روش هزینه یابی است که بهای تمام شده محصولات را از جمع هزینه فعالیتهایی که منجر به ساخت محصول می شوند بدست می آورد».

هیلتون می نویسد: «هزینه یابی بر مبنای فعالیت روشی است که در آن هزینه ها بر مبنای نسبت سهم فعالیتهای صرف شده بوسیله هر محصول، از یک مخزن هزینه به محصولات مختلف تخصیص داده می شود».

در واقع می توان گفت که سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت یکی از سیستم های نوین هزینه یابی محصولات و خدمات است که نیازهایی از قبیل محاسبه صحیح بهای تمام شده محصول، بهبود فرایند تولید، حذف فعالیت های زائد، شناخت محرک های هزینه، برنامه ریزی عملیات و تعیین راهبردهای تجاری را برای واحد اقتصادی برآورده می سازد. این سیستم به جای پرداختن به معلول ، علت ایجاد هزینه و تولید را کالبدشکافی می کند و اگر فعالیتی دارای فلسفه توجیهی و ارزش  افزوده نباشد، زمینه حذف، تعدیل یا بهبود آن را فراهم می کند. هزینه های بدون ارزش افزوده هزینه هایی هستند که:

۱-غیر لازم و غیر ضروری هستند.

2-لازم ولی بدون کارایی هستند.

 

فرآیند محاسبه بهای تمام شده توسط سیستم های سنتی

در سیستم های سنتی هزینه یابی بهای تمام شده هر محصول عبارت است از مجموع هزینه های مواد مستقیم ، کار مستقیم و سربار ساخت تخصیص یافته.هزینه سربار ساخت نیز با استفاده از نرخ سربار و محرک هزینه ای نظیر ساعت کار مستقیم محاسبه و تخصیص می یابد.در حالی که امروزه هزینه کار مستقیم غالبا کمتر از 15%ودر مقابل هزینه های سربار بیش از 50%از هزینه محصول را در بر می گیرد . بنابر این تخصیص هزینه های سربار بر اساس مبناهای همچون ساعت (هزینه ) کار مستقیم منجر به محاسبه نادرست بهای تمام شده محصولات می شود.

در نظام سنتی ، بهای تمام شده محصول طی فرایند زیر محاسبه می شود:

1.ردیابی مواد و دستمزد مستقیم به محصولات یا خدمات

2.تخصیص هزینه های سربار به محصولات یا خدمات بر مبنای یک نرخ جذب معین

3. محاسبه بها تمام شده محصولات

مهمترین مشخصات  سیستمهای هزینه یابی سنتی ،به شرح زیر است :

·        هزینه های مواد مستقیم و دستمزد مستقیم  که مستقیما قابل تخصیص به تولیدات باشند.

·   سربارهای تولیدی و غیر تولیدی ،هزینه ها ی غیر مستقیم تلقی شده و با استفاده از نرخ سربار از پیش تعیین شده به تولیدات تخصیص داده می شوند. .متداول ترین مبنای مورد استفاده برای تخصیص هزینه های سربار به تولیدات،ساعات کار مستقیم است .

 

 ایرادات و نارسایی های سیستم هزینه یابی سنتی

به این شیوه محاسبه بهای تمام شده ایراداتی وارد شده است که می توان موارد زیر را بیان کرد:

1)      هزینه کار مستقیم اهمیت خود را از دست داده است.

2)      استفاده از یک مبنای تخصیص نمی تواند به شیوه مناسبی تمام روابط بین هزینه ها را نشان دهد.

3)      علی رغم بالا بودن سهم هزینه سربار در هزینه محصول، نحوه تخصیص هزینه سربار به هر اندازه که باشد فاقد اهمیت است.

4)      این سیستم در جریان تولید پیچیده و غیرمعمول جوابگو نمی باشد.

5)      اطلاعاتی صحیح و واقعی در مورد بهای تمام شده و سودآوری شرکت ارائه نمی کند.

بسیاری از شرکتها به منظور برطرف نمودن انتقادات مطرح شده در بخش قبل به سمت استفاده از سیستم ABC گرایش یافته اند. این سیستم جانشین هزینه یابی سفارش کار یا روش مرحله ای نیست، بلکه می تواند همراه با آنها به کار گرفته شود . سیستم ABC فلسفه نوین مدیران (جلب رضایت مشتریان) و رقابت با سایر شرکت ها را به طور کمی در هزینه یابی محصول منظور می کند. یعنی این سیستم علاوه بر هزینه های مواد مستقیم و دستمزد مستقیم ، هزینه های گوناگون مربوط به تکنولوژی، کیفیت محصول و هزینه های مربوط به تولیدات انعطاف پذیر را نیز در برمی گیرد.

          از دیدگاه کلی مهمترین دلایل نارسایی ،سیستم سنتی به شرح زیر است:

1-عدم توانایی در ارائه اطلاعات بهای تمام شده خصوصا در سازمان هایی که خدمات متنوع و گوناگونی را به مشتریان خود ارائه می کنند . از آنجا که سیستمهای سنتی خصوصیات خاص هر خدمت را در تسهیم هزینه ها در نظر نمی گیرند ،باعث تخصیص غلط هزینه ها و عدم محاسبه دقیق قیمت تمام شده محصولات می گردد.

2-عدم تفکیک حوزه هزینه های غیر مشابه: در سیستمهای سنتی  برای جمع آوری هزینه های دستمزد و سربار از مراکز هزینه مشترک  استفاده می شود .این مسئله باعث تخصیص غیر واقعی هزینه ها به خدمات ارائه شده می گردد.

3-استفاده از مبنای مشترک و واحد برای تخصیص هزینه ها :این سیتمها معمولا از یک مبنای تسهیم ،برای تخصیص هزینه های گوناگون استفاده می کنند. از جمله این مبنا ها استفاده از ساعات کار مستقیم نیروی انسانی است. با توجه به این که در حال حاضر با پیچیدگی و تغییرات سریع تکنولوژی،میزان دخالت نیروی انسانی در فرایند کاری بسیار کم شده است ،بنابراین با استفاده از این مبنا تسهیم هزینه ها به طور واقعی انجام نمی شود .

4-عدم تهیه اطلاعات دقیق در مورد بهای تمام شده و سایر اطلاعات مورد نیاز تصمیم گیری :سیستمهای سنتی هزینه های موجود در سازمان را عمدتا به دو  گروه هزینه های ((مستقیم)) و هزینه های ((دوره ای ))تقسیم می کند ،و فقط هزینه های مستقیم را در محاسبه بهای تمام شده منظور می کند . اما در تصمیم گیری ها نیاز به استفاده از هزینه های مستقیم و هزینه های دوره ای است . بنابر این با اتکا به روشهای سنتی امکان تجزیه و تحلیل بیشتر در مورد بهبود فعالیت ها ،روشهای کاهش هزینه هاو...را فراهم نمی کند .

5-سیستمهای سنتی ،مزایای بدست آمده از دگرگونی  فرایند ها  و بهبود در روشها را به عنوان صرفه جویی  در نیروی کار به حساب می آورند. بنابر این بهبود عملکردها را در فرایندهای عملیاتی نشا ن نمی دهند .

6-سیستمهای هزینه یابی سنتی ،اطلاعات واقعی را از فرایند عملیات و هزینه ها نشان نمی دهند. این سیستمها فقط هزینه هایی که به راحتی قابل شناسایی هستند را در محاسبه بهای تمام شده در نظر می گیرند و هزینه های غیر مستقیم نقشی در محاسبه بهای تمام شده ندارند.

 

حرکت به سوی ABC

نارسایی های سیستمهای سنتی ،رشد رقابت و پیچیده شدن تکنولوژی نیاز به بکار گیری و استفاده از روشهای جدید هزینه یابی را تشدید نموده است ، چون سازمانها برای قیمت گذاری محصولات و خدمات ،اتخاذ تصمیمات استراتژیک و.... نیاز به دسترسی به اطلاعات صحیح در مورد هزینه ها دارند. بدیهی است که سیستمهای سنتی به دلیل ماهیت خود در این زمینه کارا نمی باشند . از این رو  بسیاری از شرکتها به منظور برطرف نمودن انتقادات مطرح شده در بخش قبل به سمت استفاده از سیستم ABC گرایش یافته اند. این سیستم جانشین هزینه یابی سفارش کار یا روش مرحله ای نیست، بلکه می تواند همراه با آنها به کار گرفته شود . سیستم ABC فلسفه نوین مدیران (جلب رضایت مشتریان) و رقابت با سایر شرکت ها را به طور کمی در هزینه یابی محصول منظور می کند. یعنی این سیستم علاوه بر هزینه های مواد مستقیم و دستمزد مستقیم ، هزینه های گوناگون مربوط به تکنولوژی، کیفیت محصول و هزینه های مربوط به تولیدات انعطاف پذیر را نیز در برمی گیرد.

 

اصول و مبانی هزینه یابی بر مبنای فعالیت

1-هزینه های سربار اختصاص یافته به محصولات/خدمات باید هزینه های سرباری که واقعا برای آن محصولات را صرف شده را منعکس نمایند .

2-این هدف از طریق یک تجزیه و تحلیل از فعالیت ها و علل بوجود آمدن آنها محقق می شود.

3-فعالیتها((آنچه که شرکت انجام می دهد )) می باشند . به عنوان مثال یک اقدام ، فرایند یا معامله که بخشی از تولید یک محصول یا خدمت می باشد .

4- فعالیت ها را می توان در سطوح مختلفی از جزئیات تعریف نمود.

5-فعالیتها منابع را مصرف می نمایند و باید برای کسب و کار ارزش ایجاد نمایند.

6-مصرف منابع موجب می شود که هزینه ها اتفاق بیفتند.

7-بنابراین فعالیتها ، هزینه ها را به وجود می آورند.

8-مدیران گذشته ، می کوشیدند تا هزینه ها را به طور مستقیم مدیریت نمایند.

9- ABC بیان می دارد که بهتر است فعالیتهایی را که موجب بوجود آمدن هزینه ها می شوند،مدیریت نمود.به عبارتی مدیریت کردن ریشه ها و علل بوجود آمدن هزینه ها.

 

مراحل ABC

1-تعریف فعالیتها و هزینه های آنها

2-تعیین عوامل بوجود آورنده هزینه ها(محرک هزینه ها)

3-محاسبه نرخ عامل بوجود آورنده هزینه

4-فراهم نمودن نرخ عامل هزینه برای محاسبه هزینه محصولات یا خدمات.

 

 

1.تعریف فعالیتها

در تولید و تجارت هر عملی که به منظور تولید ، توزیع و ارائه خدمات انجام شود و ماهیت تکراری در انجام وظایف فوق داشته باشد،کار یا فعالیت نامیده می شود.به عبارت دیگر مجموعه اقدامات انجام شده ،فعالیت تعریف می شود.در شناسایی و طبقه بندی فعالیتها توجه به موارد زیر سودمند خواهد بود:

1-توجه به نمودار سازمانی و نمودار فرآیندها در شناسایی فعالیتها سودمند و ضروری است.

2-در تعییین تعداد فعالیت به همگن بودن فعالیتها توجه شود.همگن بودن فعالیتها بدین مفهوم است که اقلامی از هزینه سربار در یک گروه گردآوری شوند که تقریبا به نسبتی یکسان توسط هریک از محصولات به مصرف برسند .   

 

طبقه بندی هزینه ها در روش ABC

در سیستم ABC ، 4 طبقه فعالیت وجود دارد که هزینه این فعالیتها نیز با توجه به میزان استفاده هر محصول (خدمت) از فعالیتها، به محصولات (خدمات) تخصیص می یابد. 4 طبقه فعالیت عبارتند از:

1)   فعالیتهای سطح واحد محصول که با هر بار تولید یک واحد محصول انجام می شود (سوراخ کردن، ماشین کاری هر قطعه). هزینه این نوع فعالیتها بین واحدهایی که فعالیت برای تولید آنها انجام شده است تسهیم می شود.

2)   فعالیتهای سطح دسته محصول که با هر بار تولید یک دسته از محصول انجام می شود (آماده سازی ماشین آلات یا سفارش مجموعه ای از قطعات). هزینه های سطح دسته محصول  صرف نظر از تعداد واحدهای موجود در هر دسته اغلب ثابت است.

3)   فعالیتهای سطح محصول که براساس نیاز پشتیبانی انواع محصولات مختلف اجرا می شود و هزینه های آن ثابت بوده و می توان آنها را به محصولات تخصیص داد. (حفظ مشخصات محصول و انجام تغییرات مهندسی).

4)   فعالیتهای سطح کارخانه که فرایند عمومی تولید کارخانه را پشتیبانی می کند.

سه طبقه اول با هزینه هایی سر و کار دارد که می توان آنها را مستقیماً به محصولات تخصیص داد. اما طبقه اخیر شامل هزینه هایی است که برای انواع محصولات مشترک است و تنها بر مبنای اختیاری می توان آنها را بین محصولات تسهیم کرد (روشنایی و نظافت کارخانه).

 

2.محرک های هزینه

در روش سنتی ،محرکهای هزینه (راه اندازهای هزینه)مرتبط با حجم نظیر مقدار تولید،ساعت کار مستقیم و ساعت کار ماشین آلات را تنها عواملی می دانستند که باعث رخداد هزینه می شود، اما در روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت تنها محرک های هزینه مرتبط با حجم مهم در نظر گرفته نمی شوند بلکه محرک های هزینه مرتبط با فعالیت ها دارای اهمیت می باشند .

به عبارتی برداشت جدید از محرک های هزینه ارائه گردید که عبارت است از: (( محرک های هزینه مشخصه یک رویداد یا فعالیت است که منجر به وقوع هزینه می شود)).

درانتخاب محرک های هزینه سه عامل حائز اهمیت است:

1- میزان همبستگی

موضوع اصلی سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت این است که هزینه های هر فعالیت بر مبنای محرک های هزینه مصرف شده در هر محصول  به آن محصولات تخصیص داده شود. یعنی با مشاهده چگونگی مصرف محرک های هزینه مصرف شده در هر محصول به آن محصولات تخصیص داده شود .

 

2- هزینه اندازه گیری

در سیستم ABC  هر چه تعداد محرک های هزینه متنوع تر و ضریب همبستگی میان محرک و فعالیت بیشتر باشد تخصیص هزینه سربار با دقت بالاتری انجام خواهد شد، اما امکان دارد هزینه اندازه گیری  محرک هزینه بالا برود . بنابراین در انتخاب محرک های هزینه مربوط به فعالیت باید تعادل میان هزینه و فایده بر قرار باشد .

3- آثار رفتاری

سیستم های اطلاعات مدیریت نه تنها موجب بهبود تصمیم گیری های مدیریت می شود بلکه بر رفتار تصمیم گیرندگان نیز تاثیر می گذارد.

 

طراحی و اجرای سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت

1-تعیین هزینه فعالیت ها ،منابع و محرک های هزینه

2-توسعه نقشه عملیات برای نشان دادن جریان کار و روابط بین فعالیت ها

3-جمع آوری داده هزینه مرتبط و جریان فیزیکی واحد های  محرک های هزینه از میان فعالیت ها و منابع

4-محاسبه و تفسیر اطلاعات بر مبنای فعالیت

 

مقایسه ABCبا سیستم سنتی

1.با متنوع شدن تولیدات و مشتریان یک سازمان، تخصیص هزینه های سربار نیز امری گمراه کننده و تحریف کننده بهای تمام شده تولیدات یا خدمات خاص می گردد. همان طور که می دانیم سیستم هزینه یابی برمبنای فعالیت و سیستم هزینه یابی سنتی از لحاظ نحوه تخصیص هزینه های سربار با یکدیگر متفاوتند. این تفاوت در شکل  نشان داده شده است. بدین معنی که در سیستم هزینه یابی سنتی، هزینه های سربار تنها براساس یک محرک هزینه که می تواند حجم تولید، ساعات کار مستقیم، ساعات کار ماشین یا میزان دستمزد مستقیم باشد تسهیم می گردد و این نمی تواند مبنای صحیحی برای تسهیم هزینه های سربار پدید آورد. اما در سیستم هزینه یابی ب رمبنای فعالیت، تسهیم هزینه های سربار شامل دو مرحله است که در مرحله اول فعالیتهای عمده شناسایی می شوند و هزینه سربار به تناسب منابعی که در هر فعالیت مصرف می شود به آن فعالیتها تخصیص می یابد. سربار تخصیص یافته به هر فعالیت هزینه انباشته فعالیت نامیده می شود. پس از تخصیص سربار ساخت به فعالیتها در مرحله اول، محرکهای هزینه مناسب و مربوط به هر یک از فعالیتها شناسایی می شوند. سپس در مرحله دوم هزینه انباشته هر فعالیت به نسبت مقدار مصرف محرکهای هزینه در هر یک از خطوط تولید محصول به این خطوط تخصیص داده می شود. این سیستم هزینه یابی می تواند اطلاعات بهتری را برای تصمیم گیری های استراتژیک مدیریت فراهم آورد و به تشخیص هزینه های بدون ارزش افزوده کمک کند. بنابراین هزینه یابی برمبنای فعالیت، کیفیت تولید و هزینه یابی را بهبود می بخشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت

سیستم هزینه یابی سنتی

 

 

 

 

 


فعالیت مونتاژ

فعالت ماشین کاری

دستمزد مستقیم

مواد مستقیم

هزینه های سربار

فعالیت

بازرسی

تخصیص مستقیم

تخصیص مستقیم

ساعت ماشین کاری

تعداد قطعات

تعداد بازرسی

 


محصولات

 

مواد مستقیم

دستمزد مستقیم

هزینه سربار

تخصیص مستقیم

تخصیص مستقیم

ساعت    کار

محصولات

 

 

2.هدف اصلی سیستم سنتی ارائه اطلاعاتی در زمینه سودآوری است، اما هدف هزینه یابی بر مبنای فعالیت ارائه اطلاعاتی در زمینه های سودآوری ، رضایت مشتریان و رقابت در سطح بین الملل است.

3.سیستم سنتی برای جریانهای تولیدی ساده ، استاندارد به کار گرفته می شود،در حالیکه ABC برای جریانهای تولیدی ساده ، پیچیده و غیر استاندارد کاربرد دارد.

4. در سیستم سنتی بهای تمام شده محصول  با استفاده از مواد اولیه مستقیم ، دستمزد مستقیم و سربار کارخانه محاسبه شده و رسما اثرات تکنولوژی پیشرفته منظور نمی شود ، اما در ABC بهای تمام شده با استفاده از مواد اولیه مستقیم و سربار کارخانه (یا هزینه های تبدیل ) محاسبه می شود و هزینه های مربوط به تکنولوژی ،کنترل کیفیت و رقابت در سطح جهانی را در نظر می گیرد.

5. سیستم سنتی دارای یک یا چند مرکز هزینه برای تخصیص هزینه ها در سطح شرکت یا دایره می باشد ، در حالیکه روش ABC از مراکز هزینه های متعدد که با توجه به میزان فعالیتها تعیین می گردند ، استفاده می کند.

6.در روش سنتی اکثرا از مبناهایی که جنبه مالی دارند جهت تسهیم هزینه های سربار استفاده می شود ولی ABC از مبناهای مالی و غیر مالی جهت تسهیم هزینه های سربار بهره می گیرد.

7. اطلاعات ارائه شده در سیستم سنتی می تواند برای تصمیم گیری مدیران گمراه کننده باشند و در ضمن جهت برنامه ریزی و کنترل مدیران چندان مناسب و دقیق نیستند، اماABC  اطلاعات ارائه شده برای اتخاذ تصمیم گیری های صحیح و مناسب را با استفاده از اطلاعات سیستم حسابداری مدیریت ممکن می سازد و برای برنامه ریزی و کنترل بسیار مناسب است .

 

اهمیت ABC  در دنیای امروز

یکی از سوالات مطرح در مورد سیستم ABC این است که چرا این سیستم اهمیت دارد ؟ دو دلیل برای تشریح این موضوع وجود دارد:

1)تغییر در ساختار هزینه بسیاری از واحد های تولیدی

2)افزایش تنوع محصولاتی که شرکتها تولید و به فروش می رسانند.

برای شرح بیشتر تغییر ساختار بهای تمام شده در شرکتهای تولیدی ،مثال خوبی است .در شرکتهای تولیدی سنتی دارای نیروی کار متمرکز دستمزد مستقیم 40تا 60 درصد هزینه های تولیدی را تشکیل می دهد، هم چنین مواد مستقیم 30تا 40 درصد و سربار در سطح پایین 8 تا 12 درصد جمع هزینه های تولید می باشد . در چنین وضعیتی ،اکثر هزینه های محصول می تواند بطور مستقیم به محصول ارتباط داده شود . به علاوه ، هر گونه نادرستی در اثر تخصیص نامناسب هزینه های سربار به محصولات ، تنها اثر نا چیز روی بهای تمام شده هر واحد محصول خواهد داشت . در مقابل ، شرکتهای تولیدی سرمایه بر، دارای ساختار هزینه ای بسیار متفاوتی هستند . در این شرکتها ،سربار تولید می تواند 50 درصد یا سهم بیشتری از جمع هزینه های تولید را در بر گیرد. در چنین حالتی ، تخصیص نا درست هزینه های غیر مستقیم می تواند اثر زیادی روی بهای تمام شده هر واحد محصول داشته باشد و منجر به تصمیم گیری های غلط مدیریت در خصوص سود آوری محصول، قیمت گذاری محصولات و... شود.

دومین دلیل در رابطه با اهمیت سیستم ABC تولید و فروش محصولات متنوع توسط شرکت ها ست . در واحد های تولیدی سنتی، تنها یک محصول و یا محصولات دارای ماهیت مشابه ، تولید و به فروش می رسیدند . در چنین وضعیتی هزینه های سربار ،شامل هزینه های فروش ، اداری و تشکیلاتی صرف شده برای محصولات مختلف ، نسبتا مساوی است . در حالی که در صورت وجو تنوع محصولات ، وضعیت متفاوت است . بنابراین هنگامی که محصولات مختلف به طور یکسان از خدمات مشابه استفاده نکنند ،یا مواقعی که حجم محصولات با هم یکسان نباشند ، بکار گیری سیستم هزینه یابی سنتی مبتنی بر حجم می تواند منجر به انحراف بهای تمام شده محصول با توجه به عدم تخصیص مناسب هزینه های سربار شود.

 

 

چه شرکتهایی بهتر است از ABC  استفاده کنند؟

استفاده از ABC برای برخی شرکت ها نامناسب بوده و برای برخی دیگر بی تاثیر می باشد. هزینه یابی بر مبنای فعالیت در شرکتهایی مناسب است که دارای ویژگی های زیر باشند:

 1)شرکتهایی که دارای تولیدات گوناگون و متنوع و یا ارائه دهنده خدمات مختلفی باشند.

 2)شرکتهایی که هزینه سربارشان بالا بوده و این هزینه به محصولات مختلف و با توجه به میزان تولید هر یک به نسبت یکسان قابل تخصیص نباشند.

 

3)شرکتهایی که از ماشین آلات پیشرفته خودکار در تولید استفاده می کنند.

4) شرکت هایی که دارای جریان تولیدی پیچیده و غیر معمول می باشند.

 

مزایای ABC

سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت پدیده نوینی است که تفکر هزینه یابی سنتی حسابداری مدیریت را به شدت دگرگون ساخته است و توجه واحدهای اقتصادی بسیاری را به خود جلب نموده است برخی از مزایای این سیستم عبارتند از:

1) بهبود سیستم هزینه یابی و تخصیص هزینه های شرکت به طور مطلوب تر

2) تعیین بهای تمام شده و قیمت گذاری به صورت منطقی و دقیق تر

3) کنترل عملیات شرکت و برنامه ریزی و تصمیم گیری کار

4) ارزیابی صحیح تری از عملیات مالی مدیران

5)  حذف فعالیتهای بدون ارزش افزوده

6) کمک به تصمیم گیری در خصوص تولید یا توقف محصول

 

 

محدودیتهای سیستم ABC

اولین محدودیت در بکار گیری روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت این فرض است که رابطه یک طرفه بین حجم فعالیت و هزینه ها وجود دارد در حالی که در عمل ممکن است این ارتباط یک طرفه بین میزان هزینه و عوامل محرکه آن وجود نداشته باشد . شرکتهایی که از این روش استفاده نموده اند ،اغلب از نبود این رابطه یک طرفه شکایت داشته اند .

محدودیت دوم ،چشم پوشی از امکان وجود هزینه ها و تولیدات مشترک است .این چشم پوشی  ما را قادر می سازد تا بتوانیم صورت سود وزیان را در سطوح واحد محصول تهیه نماییم . به هر حال در صورت وجود هزینه های مشترک امکان تهیه صورت سود وزیان در سطح واحد محصول وجود ندارد.

محدودیت سوم، نادیده گرفتن ظرفیت و میزان سودمندی منابع است . باید بین محصولی که با استفاده از منابع کمیاب تولید می شود و محصولی که با استفاده از ظرفیت اضافی سازمان تولید می شود، تفکیک قائل شد.

 

کاربردهای عملی ABC

با وجودی که ABC به عنوان یک سیستم هزینه یابی ژاپنی معرفی شده است ، اما در ژاپن چندان کاربردی ندارد و مشاوران مالی آمریکایی و انگلیسی آن را به عنوان یک سیستم موفق که باید جهت رقابت با واحد های رقیب ژاپنی بکار گرفته شود تجویز کرده اند . در نتیجه این سیستم نه تنها در واحد های تولیدی کشور های غربی ، بلکه در سازمانهای خدماتی آنها نیز بکار گرفته شده است .

سیستم ABC در شرکتهای دارای تکنولوژی بالا و پیچیده بطور موفقیت آمیز بکار گرفته شده است . در مجموع کاربرد عملی مثبت ABC  در موارد خدماتی از جمله بیمارستان ها ، سازمانهای بهداشتی ،صنعت بانکداری و تهیه و توزیع مواد غذایی گزارش شده است.

معایب سیستم ABC

1-هزینه های گزاف ناشی از تعداد مراکز فعالیت و عوامل هزینه زا.

2-هزینه یابی بر مبنای فعالیت ممکن است به آسانی برای کل تولیدات قابل اجرا نباشد .

3-رابطه علت و معلولی بین فعالیت ها و تولیدات همیشه به طور واضح قابل تعیین نیست .

4-تجزیه و تحلیل جزئیات حسابها و فرایند  جمع آوری داده ها ،فرایند زمانبری است.

5-هزینه یابی بر مبنای فعالیت ایستا (ساکن) است ،بدین معنی که هر تغییری در فرایند کاری مستلزم بازسازی مدل هزینه یابی بر مبنای فعالیت است.

 

تاریخچه ABM

اصول اولیه ABM و ABC در یک پروژه تحقیقاتی سه ساله( 1988-1986) توسط 50 سازمان در سراسر دنیا تحت نظارت CMA-I که یک شرکت تحقیق و توسعه تعاونی بین المللی است ، صورت گرفت.تام پریور(Tom Pryor ) در آن زمان رئیس پروژه مذکور بود.

ABM تصمیم گیری مدیریت را تغییر می دهد.با درک اینکه ABM چگونه از نوآوری در تکنیک های بهبود سودآوری حمایت می کند مدیران خواهند آموخت که چگونه از آن به عنوان بهترین ابزار برای کمک به سودآوری بیشتر سازمان خود استفاده کنند.

 

تعریف مدیریت بر مبنای فعالیت

مدیریت بر مبنای فعالیت عبارت است از یک روش سیستماتیک بررسی ،برنامه ریزی‌، کنترل و بهبود و هزینه های سرمایه ای که بر اصل هزینه های مصرفی فعالیتها تمرکز دارد.سیستم‌های ABM برخلاف سیستم‌های سنتی هزینه که بر کارکنان متمرکز هستند، بر کار تکیه دارند. رکن اصلی مدیریت بر مبنای فعالیت، حسابداری فعالیت(activity accounting) است.به عبارت دیگر مدیریت بر مبنای فعالیت از تکنیک های مدیریت هزینه مبتنی بر فعالیت است.فعالیت ، کار انجام شده (مجموعه اقدامات) توسط افراد، تجهیزات ، فن آوری یا امکانات است که در فرآیند صورت می گیرد.

ABM بر مدیریت فعالیتها جهت بهبود عملکرد ، توجه و تمرکز دارد.در حقیقت ABM سطح جدیدی از اطلاعات ترکیبی را در نظر دارد که هر دو می توانند برای بهبود مصرف تصمیم گیری بکار گرفته شود . ABM در واقع ابزار مدیریت اطلاعات و نه یک روش ارزیابی وضعیت مالی می باشد.

مدیریت بر مبنای فعالیت روشی است که نه تنها به موضوعات استراتژیک نظیر سودآوری ، مشتریان یا خدمات می پردازد بلکه با تجزیه و تحلیل آنها سعی می کند فعالیتهای غیر ارزش زا ، محرک های هزینه ، عملیات و فرصت ها را با طراحی مجدد فرآیندهای کسب کار تعیین نماید یا به عبارت دیگر اطلاعات لازم در مورد اینکه کدام محصول یا مشتری سودآور هستند و کدام فعالیت غیر ارزش زا باید حذف شود را برای مدیران ارشد سازمان فراهم می سازد.

 

ویژگی های مدیریت بر مبنای فعالیت در تعامل با هزینه یابی بر مبنای فعالیت

·        مدل ABM نتیجه بکارگیری موفقیت آمیز ABC بوده است.

·        مدل ABM بعد پویای تازه ای از لحاظ بهبود مستمر فعالیتها به ABC اضافه کرده است.

·        مدل ABM اطلاعات مورد نیاز خود را از سیستم ABC  دریافت می کند.

 

 

 

چرا سازمانهای بیشتری ،سیستم مدیریت و هزینه یابی بر مبنای فعالیت را بکار نمی گیرند؟

سیستم ABC به عنوان راهکاری جهت بهبود و اصلاح نحوه محاسبه بهای تمام شده معرفی گردید.در آغاز این روش در موسسات تولیدی به منظور کاهش هزینه های تولید به کار گرفته شد و بعدا فقط یک واحد خدماتی از این سیستم استفاده کرد .

سازمانها اغلب هنگام به کار گیری سیستم ABC با دو مانع اصلی "مقاومت کارکنان و کمبود زمان برای پیاده سازی سیستم " مواجه هستند.

اجرای توام با موفقیت سیستم  ABC مستلزم آنست که مفاهیم واصطلاحات به منظور مطابقت فرهنگ سازمانی و نیازهای کارکنان ،به خوبی معنا شوند.

مانع اول می تواند به وسیله تامین و آموزش کافی و مناسب کارکنان درباره ABC و نحوه استفاده از این سیستم ،برطرف شود .

دومین مانع در پیاده سازی این سیستم وقتی بوجود می آید که  واحد اقتصادی  در براورد زمان لازم برای توسعه و گسترش اولیه این مدل دچار اشتباه می شود . به عنوان مثال ،برای آموزش کارکنان و جمع آوری اطلاعات به منظور فراهم کردن مدل اولیه این سیستم جهت یک خط ارائه خدمات یا یک برنامه تولیدی ، سه الی پنج ماه زمان لازم است .

 

دلایل نا کامی برخی از سیستمهای هزینه یابی /مدیریت بر مبنای فعالیت

دانستن دلایل ناکامی ها به پیاده سازی آگاهانه سیستم کمک می کند و می توان با دوری جستن از آنها با موفقیت بالایی نسبت به اجرای سیستم ها اقدام کرد. به طور کلی علل زیادی برای مشکلات به وجود آمده بر سر پیاده سازی طرح های ABM/ABC وجود دارد که معمولا آنها را در 4طبقه به شرح زیر طبقه بندی می کنند :

*موارد اصلی بازدارنده

**عدم پذیرش توسط استفاده کنندگان

***موانع سازمانی

****سایر موارد ایجاد مشکل

 

*موارد اصلی بازدارنده

موارد اصلی بازدارنده زمانی اتفاق می افتد که :

1)طرح های ABM/ABC تنها به وسیله قسمت های مالی و حسابداری راه اندازی می شود (یا حسابداران از آن استفاده بیش از اندازه کنند) و از مشارکت و همفکری سایر قسمتهای تاثیر گذار و ذینفع در پیاده سازی سیستم بهره ای گرفته نمی شود ، همچنین استفاده از آن بطور هوشمندانه صورت نگیرد و تبدیل به یک مورد روزمره مانند بسیاری از فعالیت های مالی و مدیریتی شود.

2) فهم اطلاعات و مسائل مالی معمولا برای بسیاری از افراد عادی مشکل است و اطلاعات جدید حسابداری را نمی توان از روی اجبار به افراد منتقل کرد ، بلکه می بایست مزایای سیستمهای ABM/ABC و معایب سیستمهای سنتی هزینه یابی را به افراد شناساند و اجازه داد تا کارکنان خود به مزیت سیستم جدید آگاه شوند .

3)ایستادگی های قوی‌ که در مقابل تغییرات وجود دارند دست کم گرفته شود: مدیران و تاجران بی‌اطلاع از مسائل مالی فکر می‌کنند سیستم مالی موفق ، سیستمی است که به‌طور ماهانه گزارشهای مالی تهیه کند و به تراز نمودن دفاتر حسابداری و مالی بپردازد. سوال آنها این است که «چه اِشکالی در سیستمی که همه ماهه به نتایجش دست پیدا می کند وجود دارد؟». باید به این گروه نیز با دقت و حوصله معایب سیستم سنتی بر مبنای حجم و مزایا و بهبودهای بالقوه سیستم جدید و تاثیر آن را بر تصحیح تصمیم‌گیری های نادرست گذشته نشان داد.

4) درجه بی اعتمادی گروه های مختلف استفاده‌کنندگان ، نسبت به اعداد و ارقام جدید محاسبه شده توسط سیستم هزینه‌یابی/مدیریت برمبنای فعالیت از سوی تیم طراحی دست کم گرفته بشود: با ردیابی صحیح و دقیق بهای تمام شده توسط سیستم ABM/ABC ، نتایج بهای تمام شده تولیدات، خدمات یا خروجیهای فرایند ، اختلاف قابل توجهی با آنچه که توسط سیستم‌های سنتی به‌دست می‌آمد ، خواهد داشت. این اختلاف یک شک و حتی شوک سازمانی قوی به‌وجود می‌آورد. بنابراین بایستی نتایج حاصله و مستندات محاسبه شده را به تدریج به ارکان مختلف سازمان مخابره کرد.

5) بعضی از قسمتهای سازمان به شدت تحت تاثیر هزینه یابی/ مدیریت برمبنای فعالیت قرارمی‌گیرند. به‌عنوان نمونه مدیران تولید که مسئول تولید محصولات با حاشیه سود مشخص هستند، زمانی که ببینند حاشیه سود محاسبه شده در سیستم سنتی ، توسط سیستم ABM/ABC رد شده یا بسیار کمتر از قبل و یا حتی تبدیل به زیان شده است، به شدت با حضور سیستمهای هزینه یابی/ مدیریت برمبنای فعالیت در سازمان مخالفت می‌کنند.

**موارد عدم پذیرش توسط استفاده کنندگان

ممکن است استفاده‌کنندگان به علت مواردی که در زیر آمده است، سیستم هزینه یابی/ مدیریت را برمبنای فعالیت رد کنند.

زمانی که :

1) کارکنان قسمت فروش و بازاریابی نمی‌دانند که چگونه در مقابل نتایج جدید حاشیه فروش محصولات، واکنش نشان داده و عمل مناسب انجام دهند. آیا آنان همچنان باید به تولید، بازاریابی، فروش و خدمات خود ادامه دهند یا خیر. مدل هزینه یابی برمبنای فعالیت مشکل کم نمایی بهای تمام شده محصول در حجم تولید کم و بیش نمایی بهای تمام شده محصول در حجم تولید بالا را حل می کند و بدین‌وسیله اطلاعات جدید دراختیار تصمیم گیرندگان قرار می دهد.
2)  سیستم‌های
ABM/ABC تمام اطلاعات لازم جهت تصمیم‌گیری تولید و برنامه‌ریزی را فراهم نکند و مصارف گوناگون و نامناسب منابع و هزینه های آنها را منعکس نکند. با استفاده از ABM/ABC
ممکن است به نتایج جدیدی در مورد استراتژی‌های بازار، تولید و موقعیت کالاها در چرخه تجاری دست پیدا کنیم و در نتیجه اطلاعات بیشتری توسط مدیران در تصمیم‌گیری های راجع به مشتریان، بازار و عملکردهای مربوط به‌کار گرفته می‌شود.
3) داده‌های سیستم
ABM/ABC ممکن است موجب رنجش بعضی از کارکنان شود. ممکن است منجر به این شود که در مورد نحوه کار بعضی کارکنان تجدید نظر شود ، شیوه‌ها و عملکردها و راههای جدید انجام کار در نظر گرفته شود یا نسبت به حذف ، جابجایی یا جایگزینی بعضی کارکنان یا تجهیزات اقدام شود. سیستم هزینه یابی برمبنای فعالیت، سرپرست هر قسمت شغلی را وادار می‌کند تا کار را به شیوه ای انجام دهد که محصولات هزینه یابی، عملیات انجام و عملکردها عادلانه تر اندازه گیری شود.


**موانع سازمانی

موانع سازمانی موفقیت ABM/ABC شامل شرایط و موارد زیر است:
1) پس از شروع هزینه یابی/مدیریت برمبنای فعالیت، قدم های بعدی به آهستگی برداشته شود. اگر مراحل مختلف پیاده سازی طرح‌های
ABM/ABC زیاد به‌طول بیانجامد، انرژی زیادی به هدر رفته و منابع انسانی و سازمانی زیادی نیز زائل می‌شود. لازم است که گروه اجرایی پیاده سازی، به طور تمام وقت به کار گرفته شوند و طی مدت زمان معقولی طرح پیاده سازی را به اتمام رسانند تا بدین ترتیب علاقه مندی بیشتری را به سوی به کارگیری سیستم جدید، جلب کنند.
2) اگر قسمت مورد نظر صرفاً مرکز هزینه بوده و مسئولیتی در قبال سود یا زیان نداشته باشد کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد و جذابیتی برای استقرار سیستم‌های جدید به‌وجود نمی‌آورد. آشنایی مراکز هزینه با یکدیگر و ایجاد رقابت بین آنها از طریق تشویق کردن در کارایی بیشتر فعالیتها و حذف فعالیتهای زائد و بدون ارزش افزوده به جدیت و جذابیت به کارگیری سیستم جدید می انجامد.
3) مدیران ارشد سازمان خود مستقیماً عملیات اجرای
ABM/ABC را در اختیار بگیرند و به تعریف استانداردها و تعریف فعالیتها بپردازند. این امر مانع درگیر شدن و مشارکت سایر استفاده کنندگان و کارکنان می شود و بدین ترتیب بسیاری از مزایای سیستم جدید از بین می رود.
4) با استفاده از تکنیکهای جدید مدیریت هزینه در بهبود بهره‌وری و پشتیبانی تصمیمات، تجربیات گذشته در سازمان بدون استفاده بماند و متخصصان قبلی نیز نیاز به آموزشهای جدید پیدا کنند و اگر چنین آموزشها و تغییر دیدگاه هایی بوجود نیاید از سیستم‌های جدید به طور مناسب استفاده نخواهد شد.


**سایر موارد ایجاد مشکل

سایر موارد اشکال که بر موفقیت ABM/ABC تاثیر می گذارد به شرح زیر است:
1) آموزش و آگاهی رسانی در مورد
ABM/ABC به‌شرطی اتفاق می‌افتد که استفاده‌کنندگان داخلی از مزایای آن بهره‌مند شوند و به افراد متناسب با عملکرد ها و شرایط سازمانی آموزش داده شود ، در غیر این صورت افراد ناآگاهانه به استفاده غیر مفید از سیستم‌ می‌پردازند.
2) محرکهای هزینه فعالیتها ، نرخ یا الگوی مصرف مربوط به فعالیتهای مختلف را به‌خوبی منعکس نکنند. اگر محرکهای هزینه همبستگی ضعیفی با هزینه فعالیتها داشته باشند در نهایت گزارشهای سیستم
ABM/ABC نیز به‌دور از واقعیت و گمراه کننده خواهد شد. در انتخاب محرکهای هزینه باید به عواملی از جمله همبستگی بین فعالیت و محرک فعالیت و آثار رفتاری ناشی از تعیین محرک به دقت توجه کرد.

3) داده‌های قابل اندازه‌گیری مانند تعداد جابجایی مواد ، ساعات انجام انواع مختلف فعالیتها ، میزان مصرف منابع و غیر قابل دسترس و ناآماده باشند. بنابراین در مرحله طراحی ابتدا ضروری است نسبت به شناخت کامل، مستندسازی و کمی سازی داده های موردنیاز اقدام شود.

 

 

نتیجه گیری

          درس اصلی که سیستم ABC & ABM به ما می دهد، معطوف ساختن یک سازمان به هجزای داخلی اش است.همانطور که بیان شد،نیاز به کاهش هزینه های پیچیده تولید به خوبی توسط اغلب مدیران درک شده است و به همین خاطر است که سازمان ها با فرهنگ بوروکراتیک  تمایل بیشتری به بکار گیری سیستم ABC  دارند.

 هزینه یابی / مدیریت بر مبنای فعالیت، ابزارهای مناسبی هستند  که می توانند شرکت را در دستیابی به موفقیت در محیط تجاری، رقابتی و فعال امروزی کمک کنند. این سیستم ها می توانند مدیران را در فهم اثربخشی تصمیماتشان یاری رسانند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

1.آذین فر، کاوه ، هزینه یابی بر مبنای فعالیت ،سال دوم ، مجله دانش و پژوهش حسابداری ، شماره 5 ، صفحه40-32

2.خوزین ، علی ،عوامل موفقیت در پیاده سازی سیستم های ABC/ABM  کدامند، 1387، دومین کنفرانس بین المللی بودجه ریزی عملیاتی

3.خوزین ،علی، سازمان ها و ناکامی سیستم های هزینه یابی ،1385، ماهنامه تدبیر، شماره 178

4.رام روز،علیرضا،سیستم بهایابی بر مبنای فعالیت در عمل،1387،ماهنامه حسابدار،شماره 200،صفحه 17-12

5.رهنمای رودپشتی،فریدون،کتاب ABC & ABM  رویکرد ارزش آفرینی در کسب و کار اقتصادی پویا،1386

6.قربانی ،حسین، مروری بر سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت  ،1384، ماهنامه حسابدار ، شماره 169،صفحه 31-28

 7.گودرزی ، احمد، مدیریت بر مبنای فعالیت-نشانه گیری به سمت علتها ،1386، ماهنامه تدبیر ،شماره 180، صفحه 34-31

8.مدرس ، احمد ، دیانتی دیلمی ، زهرا، هزینه یابی فعالیت محور ،1386، مجله حسابرس ،شماره 37، صفحه 47-38

9.نمازی ، محمد ، عالیپور،عزیز، بررسی سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت در حسابداری مدیریت و ملاحظات رفتاری آن ،1377،مجله بررسی های حسابداری ، شماره 26،27

 

1.A.van Damme, L.A. van der Zon, Activity Based Costing and Decision Support , 1999, The International Journal of Logistics Management, Vol.10, Issue.1, pp.71-89

2.Cinquini,lino ,Mitchell, Falconer , Succsess in Management Accounting :lessons the Activity Based Costing , Management Experience, 2005, Journal of Accounting & Organizational Change, Vol  .1, No.1, pp.63-77

3.C.Lere, Activity Based Costing :a powerful tool for Pricing,2000,  Journal of Business & Industrial  Marketing , Vol .15, Issue.1, pp.23-33

 

 

 

 



 

 

 


 
نحوه تدوین استانداردهای حسابداری ایران
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٩ : توسط : راحیل شفیعی سروستانی

به نام خدا

 

صاحبان سرمایه‌، اعتباردهندگان‌، دولت و دیگر استفاده‏کنندگان برای تصمیم‏گیری در زمینه خرید‌، فروش‌، نگهداری سهام‌، اعطای وام‌، ارزیابی عملکردمدیران‌ و دیگر تصمیمات اقتصادی مهم به اطلاعات مالی معتبر‌، مربوط و قابل فهم نیازدارند. سرمایه‏گذاران زمانی در واحد اقتصادی سرمایه‏گذاری می‏کنند که اولا درباره آن اطلاعات کافی (شامل اطلاعات مالی) داشته باشند و ثانیا به این اطلاعات اطمینان کنند. اعتباردهندگان نیز بدون اطلاع از وضعیت مالی و عملکرد مالی واحد نمی‌توانندمنابع مالی خود را در اختیار آن قرار دهند. دولت هم در تصمیم گیری‌های مالی مختلف در سطح اقتصاد خرد و کلان به اطلاعات مالی نیاز دارد.

 همه این تصمیمات‌، سرنوشت اداره منابع کمیاب اقتصادی کشور را رقم می‌زند و بنابراین درصورتی که تصمیمات آگاهانه و مبتنی بر اطلاعات شفاف و قابل مقایسه نباشد‌، منابع اقتصادی تلف و اقتصادکشور آسیب می‌بیند.

          اگرچه اطلاعات مالی از منابع مختلف قابل استخراج است‌، امادر حال حاضر‌، صورت‌های مالی هسته اصلی منابع اطلاعات مالی را تشکیل می‌دهد وبنابراین باید از کیفیت مطلوبی برخوردار باشند. صورت‌های مالی زمانی از کیفیت مطلوب برخوردار خواهد بود که براساس ضوابط معتبر یعنی استانداردهای حسابداری تهیه شده باشد.

 

روش های  کلی تدوین استاندارد

چهار راه‌حل کلی‌، در سطح جهان‌، در مورد وضع و تدوین استانداردهای ملی حسابداری به کار گرفته شده است که به اختصار عبارتند از:

 

 1-تدوین استانداردها توسط جوامع حرفه‌ای

در این راه‌حل‌،استانداردهای حسابداری توسط هیاتی از حسابداران دارای صلاحیت علمی‌و خبره تدوین می‌شود که توسط جامعه یا جوامع حرفه‌ای حسابداری کشور برگزیده می‌شوند و با پذیرش اعضای حرفه‌، در پیوند و تبعیت از جامعه یا جوامع حرفه‌ای مربوط‌، استانداردهای وضع شده، ضمانت اجرایی می‏یابد.

        این شیوه وضع و تدوین بیشتر مبتنی بر روش‏های موردعمل در حرفه حسابداری و غالبا استقرایی است. این شیوه از لحاظ نظری‌، بر وضع استانداردها توسط حرفه و پذیرش استانداردهای وضع شده توسط اعضای حرفه مبتنی است‌؛ولی در دنیای امروز‌، مراجع دولتی و عمومی‌ و همچنین جوامع اقتصادی و تجاری عملا درانتخاب هیات تدوین استانداردها‌،  صاحب رای و نظر بوده‌اند و استانداردهای وضع شده با تایید و تسجیل آنها ضمانت اجرا می‌یابد. علاوه بر این‌، کشورهایی این شیوه رابرگزیده‌اند، یا تاکنون مبانی نظری مدونی تهیه کرده‌اند یا در جریان تدوین و تصویب آن هستند.

این راه‌حل معمولا در کشورهایی انتخاب شده است که جوامع حرفه‌ای پرسابقه‌، پایدار و توانمندی دارند. با این حال‌، برخی از صاحبنظران معتقدند که در این روش‌، وضع استانداردهای حسابداری تحت‌تاثیر منافع واحدهای بزرگ قرارمی‏گیرد.

 

2-تدوین استانداردها توسط جوامع حرفه‌ای و تصویب آن توسط مراجع عمومی 

در این روش‌، استانداردهای حسابداری توسط هیات برگزیده جوامع حرفه‌ای حسابداری کشور تدوین می‌شود و سپس به تصویب مرجعی متشکل از حسابداران و دیگرمتخصصان ذی‌صلاح در امور اقتصادی کشور (به انتخاب مقامات و نهادهای دولتی و عمومی‌کشور)  می‌رسد و به این ترتیب‌، ضمانت اجرا می‌یابد.

مزیت این کار‌، مشارکت دولت و حرفه در وضع و تدوین استانداردهای حسابداری‌، امکان‏پذیری هدایت استانداردهادر جهت حفظ مصالح عمومی‌ و جلوگیری از غلبه منافع واحدهای بزرگ بر فرآیند تدوین استانداردها است.

        در مقابل‌، وجود مرجعی برای تدوین و مرجع دیگری برای تصویب استانداردها‌، موجب بروز اختلاف و کندی جریان تدوین استاندارد می‏شود.


 3-تدوین استانداردهای حسابداری توسط مرجع منتخب دولت

در این روش‌، تدوین استانداردهای ملی به سازمان یا نهادی دولتی یا هیاتی از حسابداران خبره و ذی‌صلاح به انتخاب مراجع و مقامات دولتی واگذار می‌شود و استانداردهای وضع شده توسط چنین مرجعی به عنوان مقررات مبتنی بر قانون‌، ضمانت اجرایی می‌یابد.

        مزیت این راه‌حل‌، تدوین استانداردهای ملی بنابر نیازها و الزامات جامعه و در راستای منافع و مصالح عمومی‌است.در مقابل‌، به علت عدم مشارکت و دخالت جوامع حرفه‌ای در جریان تدوین استانداردهای ملی‌، پذیرش استانداردهای وضع‌شده با دشواری‌هایی مواجه می‌شود.

          علاوه براین‌ ممکن است که استانداردهای ملی تفاوتی چشمگیر با استانداردهای قابل قبول در مقیاس جهانی بیابد که اطلاعات و صورت‌های مالی تهیه شده براساس آن در روابط و مناسبات بین‌المللی غیرقابل استفاده شود.

 


4-پذیرش استانداردهای بین‌المللی حسابداری

در این راه‌حل‌، مرجع وضع استانداردهای حسابداری کشور اعم از اینکه توسط دولت یا جوامع حرفه‌ای برگزیده شده باشد‌، استانداردهای بین‌المللی مصوب کمیته بین‌المللی،  را به عنوان استاندارد ملی می‌پذیرد و رعایت آنرا در کشور الزامی‌ می‌کند.

 در عین حال‌، برای انطباق استانداردهای بین‌المللی با شرایط خاص کشور ممکن است از بین روش‌های پذیرفته شده در استانداردهای بین‌المللی‌، روشی را برگزیند که مناسب‌تر تشخیص می‌دهد یا تعدیلات کوچکی را دراستانداردها به عمل آورد.

          این راه‌حل ضمن دارا بودن مزیت انطباق استانداردهای ملی حسابداری براستانداردهای بین‌المللی‌، مرجع ملی تدوین استاندارد را از زحمت مطالعه و بررسی در امر تدوین استانداردهای ملی معاف می‌کند.در مقابل‌، احتمال عدم انطباق استانداردهای حسابداری را با اوضاع و احوال و شرایط کشور و مناسبات حقوقی حاکم بالا می‌برد.

 

 
 دلیل وضع و تدوین استانداردهای ملی حسابداری  در ایران

همزمان با تحولات گسترده در مجامع حرفه‌ای در جهان و ایجادمراجع حرفه‌ای حسابداری و حسابرسی بین‌المللی‌، همواره دغدغه وجود استانداردهای حسابداری و حسابرسی و وجود مرجعی برای تدوین استانداردها در ایران وجود داشته است.

        پیروزی انقلاب اسلامی‌در بهمن ماه 1357 منجر به مصادره شرکت‌های متعلق به برخی سرمایه داران‌، ملی کردن تعدادی از صنایع و واحدهای اقتصادی و انتخاب مدیران دولتی برای تعدادی از این واحدها شد و کنترل و مالکیت بخش عمومی ‌برتعداد زیادی ازشرکت‌ها و واحدهای اقتصادی‌ به ایجاد سازمان‌ها و نهادهای اداره‌کننده انجامید وتشکیل موسساتی را ضروری ساخت که حسابرسی شرکت‌ها و سایر واحدهای اقتصادی ملی یامصادره شده را عهده‌دار شوند.

 

 

تشکیل موسسه حسابرسی

 ایجاد صنایع ملی و سازمان برنامه‌،موسسه حسابرسی بنیاد مستضعفان و موسسه حسابرسی شاهد در سال‌های 1359 تا 1362 ناشی از این نیاز بود. در سال 1362 موضوع ادغام موسسات حسابرسی بخش عمومی‌مطرح شد و قانون تشکیل سازمان حسابرسی به تصویب رسید.با تصویب اساسنامه قانونی سازمان حسابرسی در سال 1366‌، موسسات حسابرسی موجود بخش دولتی ادغام و سازمان حسابرسی تشکیل شد.

          تصویب اساسنامه سازمانی حسابرسی‌ در سال1366‌،فرصت مناسبی ‌برای تصویب قانون و مقررات در زمینه حسابرسی در ایران بود و همین امر‌، توجه تدوین‌کنندگان اساسنامه سازمان حسابرسی را به موضوع تدوین استانداردها جلب کرد واین اندیشه را به وجود آورد که نظر به فقدان مراجع حرفه‌ای در کشور‌ در شرایط حاضرکه اساسنامه یک موسسه حسابرسی دولتی در حال تدوین است، وظایف مربوط به تدوین استانداردهای ملی در آن گنجانده شود؛ بنابراین براساس بند 4 تبصره 2 قانون تشکیل سازمان حسابرسی و ماده 6 قانون اساسنامه سازمان حسابرسی‌، وظیفه تدوین و تعمیم اصول و ضوابط حسابداری و حسابرسی به این سازمان محول شد.  همچنین براساس بند ز ماده 7اساسنامه قانونی سازمان حسابرسی‌، مرجع تخصصی و رسمی ‌تدوین اصول و ضوابط حسابداری و حسابرسی در سطح کشور انتخاب و گزارش‌های حسابرسی صورت‌های مالی که در تنظیم آنهااصول و ضوابط تعیین شده از طرف این سازمان رعایت نشده باشد، در هیچ‌یک از مراجع دولتی قابل استفاده نخواهد بود.

سازمان حسابرسی برای انجام این وظیفه مهم درزمینه استانداردهای حسابداری تاکنون اقدامات قابل‌توجهی انجام داده است ودر‌حال‌حاضر‌، مجموعه استانداردهای ملی حسابداری تدوین شده توسط این سازمان‌، بالغ بر28  استاندارد حسابداری است که در قالب نشریه شماره 160 سازمان حسابرسی در اختیارهمگان قرار دارد.

به  دنبال تدوین و انتشار رهنمودهای مختلف حسابداری در سالهای1373ـــ 75، در سال 1378 مجموعه رهنمودهای حسابداری تهیه و پس از تصویب مراجع ذیصلا‌ح به مدت دو سال به صورت آزمایشی لا‌زم‌الا‌جرا شد. با جمع آوری و مطالعه نظرها و پیشنهادهای ارائه شده نسبت به رهنمودهای حسابداری منتشر شده و مطالعات و بررسیهای تکمیلی، در سال 1379 در هماهنگی با استانداردهای بین‌المللی حسابداری، 22 استاندارد تدوین و منتشر و از آغاز سال1380 لا‌زم‌الا‌جرا شد. در سال 1380، سه استاندارد حسابداری دیگر به تصویب مجمع عمومی سازمان حسابرسی رسید و از سال 1381 لا‌زم‌الا‌جرا گردید. دو استاندارد نیز در سال 1384 و یک استاندارد دیگر نیز در سال 1386 به تصویب رسید به این ترتیب تاکنون28 استاندارد حسابداری تدوین و منتشر شده است. برای انطباق بیشتر با استانداردهای بین المللی ،در سال 1384 تعداد 4 تا از استانداردها که شامل استانداردهای شماره 4،5،18،19 می باشد و نیز درسال 1386 نیز 2 استاندارد دیگر که شامل استاندارد های 11،12 می باشد ، مورد تجدید ارزیابی قرار گرفت  

 

 

 

 

جامعه حسابدارن رسمی ایران

جامعه حسابداران رسمی ایران به منظور اعمال  نظارت  مالی  بر واحدهای  تولیدی ، بازرگانی  و  خدماتی ،  همچنین  حصول  اطمینان  از  قابل  اعتماد بودن  صورتهای  مالی  واحدهای  مزبور  در جهت   حفظ  منافع   عمومی  ،  صاحبان  سرمایه  و  دیگر  اشخاص  ذیحق  و  ذینفع   بر  اساس لایحه  مصوب  21/10/1372 و اصلاحیه مورخ 17/11/1372 مجلس شورای اسلامی ( قانون استفاده از خدمات تخصصی  و حرفه ای حسابدارن ذیصلاح به عنوان حسابدار رسمی) رسمیت یافته و از نیمه دوم سال 1380 فعالیت  خود را آغاز کرده است. طبق ماده 2 اساسنامه هدف از تشکیل جامعه عبارتست از تنظیم امور و اعتلای  حرفه حسابداری و حسابرسی در کشور و نظارت حرفه ای بر کار حسابداران رسمی از طریق:

 الف ـ تشکل حسابداران رسمی

 ب ـ بهبود و گسترش خدمات حرفه ای از طریق کمک در تهیه، تدوین، اشاعه و ارتقای اصول و  استانداردهای حسابداری، حسابرسی، خدمات مالی و آیین نامه رفتار حرفه ای

 پ ـ بالابردن دانش تخصصی حسابداران  رسمی  از طریق گسترش و بهبود آموزش ، انجام تحقیقات و  انتشار نشریات تخصصی  و حرفه ای

 ت ـ حمایت  از حقوق  حرفه ای  اعضا

 ث ـ برقراری  ارتباط مستمر فنی  و حرفه ای  بین  اعضا

 ج ـ ارتباط با موسسات  و تشکلهای  حرفه ای  منطقه ای  و بین المللی  و درصورت  نیازعضویت  در آنها

 

 

 

نقش جامعه حسابداران رسمی‌ایران در تدوین استانداردهای ملی حسابداری

طبق بند ب ماده 2 اساسنامه جامعه حسابداران رسمی‌ایران‌، هدف از تشکیل جامعه عبارت است از تنظیم امور و اعتلای حرفه حسابداری و حسابرسی در کشور و نظارت حرفه‌ای برکار حسابداران رسمی‌از طریق بهبود و گسترش خدمات حرفه‌ای از طریق کمک درتهیه‌، تدوین اشاعه و ارتقای اصول و استانداردهای حسابداری‌، حسابرسی‌‌، خدمات مالی و آیین نامه رفتار حرفه‌ای است؛ اما از آنجایی که طبق بند 4 تبصره 2 ماده واحده قانون تشکیل سازمان حسابرسی مصوب 8/10/1362 تدوین اصول و ضوابط فنی قابل قبول حسابداری و حسابرسی در شمار وظایف سازمان حسابرسی آمده و این سازمان طبق بند ز ماده 7 اساسنامه قانونی سازمان مزبور مصوب 17/6/1366 مرجع تخصصی و رسمی‌ تدوین اصول وضوابط حسابداری و حسابرسی در سطح کشور این سازمان است.

در نتیجه مرجع اصلی تدوین کننده استانداردهای حسابداری در ایران سازمان حسابرسی می باشد و به این ترتیب‌، جامعه حسابداران رسمی‌ایران‌، هیچ‌گونه نقشی در فرآیند تهیه و تدوین استانداردهای حسابداری ندارد و گروه تخصصی استانداردهای حسابداری و حسابرسی مندرج در ماده 14اساسنامه تنها می‌تواند در زمینه توضیح نحوه به کارگیری استانداردها فعالیت کند.

 

 

فرایند تدوین استاندارد

درحال حاضر فرایند تدوین استانداردهای حسابداری بشرح زیر است:


1
تشخیص موضوع جهت انجام تحقیقات .

کمیته تدوین استانداردهای حسابداری بر مبنای مسائل و موضوعات مطرح شده از سوی مدیریت تدوین استانداردها ،اعضای کمیته و کمیته فنی،استانداردهای مورد نیاز جهت تدوین یا تجدید نظر در آنها را مشخص و به مدیریت تدوین استانداردهای حسابداری اعلام می نماید.

 
2
بررسیهای مقدماتی .

          پس از تشخیص موضوع ، کارهای مطالعاتی و تحقیقاتی لازم از طریق کارشناسان مدیریت تدوین استانداردها صورت می گیرد . در این مرحله ، استانداردهای سایر کشورها نظیر آمریکا ، انگلستان ، استرالیا ، کانادا و استانداردهای بین المللی ، تحقیقات انجام شده در رابطه با موضوع ، روشهای متداول در ایران و مسائل قانون مرتبط با موضوع شناسائی، جمع آوری و بررسی می‌شود . نتیجه این مرحله ارائه گزارشهای مطالعاتی می‌باشد.

 

 

3تصمیم گیری در مورد لزوم تدوین استاندارد .

پس از مشخص شدن موضوع با توجه به ارزیابی مقدماتی ، کمیته تدوین استانداردها در خصوص لزوم تدوین‌ استاندارد در رابطه با موضوع مطرح شده تصمیم گیری می نماید .

 

4تهیه پیش نویس مقدماتی .

چنانچه تدوین استاندارد توسط کمیته تدوین استانداردهای حسابداری لازم تشخیص داده شود ، گروههای کارشناسی با توجه به گزارشهای مطالعاتی تهیه شده و مطالعات میدانی و تشکیل جلسات با صاحب نظران مرتبط با موضوع ، اقدام به تهیه پیش نویس مقدماتی می نماید . یکی از سیاستهای اصلی تدوین استاندارد هماهنگی با استانداردهای بین المللی حسابداری است . بنا بر این در رابطه با موضوعاتی که استاندارد بین المللی وجود دارد ، این استانداردها به عنوان پایه اصلی تدوین استاندارد مورد استفاده قرار می گیرد . نتیجه کار این مرحله پیش نویس مقدماتی استاندارد خواهد بود .

 

5تدوین پیش نویس استاندارد .

در این مرحله کمیته تدوین استانداردهای حسابداری با توجه به "پیش نویس مقدماتی استاندارد " ارائه شده توسط گروههای کارشناسی بررسیهای گسترده وعمیق خود را انجام می دهد و پس از انجام اصلاحات "پیش نویس استاندارد " را نهائی می کند . برایند این مرحله پیش نویس استاندارد می‌باشد .

 

6 نظر خواهی عمومی .

برای نظر خواهی عمومی ، پیش نویس هر استاندارد از طریق کانالهای مختلف نظیر چاپ در مجلات تخصصی ، اینترنت ( سایت سازمان ) ، و نظایر آن در دسترس عموم قرار می گیرد . همچنین با توجه به ماهیت موضوع پیش نویس استاندارد برای بعضی از اشخاص صاحب نظر به صورت مجزا فرستاده می‌شود‌.نظرات دریافتی در خصوص پیش نویس استاندارد توسط مدیریت تدوین استانداردها جمع بندی و به کمیته تدوین استانداردهای حسابداری ارائه می‌شود . این کمیته در صورت لزوم پیش نویس استاندارد را اصلاح می کند و پیش نویس تجدید نظر
 شده پس از تصویب کمیته فنی به هیئت عامل سازمان ارائه می‌گردد .

 

7تصویب نهائی .

 بیانیه نهائی زمانی منتشر می‌شود که متن نهائی استاندارد به تصویب هیئت عامل و مجمع عمومی سازمان رسیده باشد . پس از دریافت متن استاندارد هیئت عامل استانداردهای حسابداری را بررسی و پس از انجام اصلاحات احتمالی آنها را تصویب و به مجمع عمومی سازمان جهت تصویب نهائی ارسال می نماید . پس از تصویب مجمع عمومی سازمان ، متن نهائی استاندارد حسابداری منتشر و لازم الاجرا می‌گردد.

 

 

اعضا گروه تدوین استاندارد

کمیته تدوین استانداردهای حسابداری شامل 9 عضو از افراد حرفه ای و مجرب با ترکیب زیر می‌باشد :

 

v    5 نفر از مدیران ارشد و اعضای هیئت عامل سازمان حسابرسی

v    2 نفر نماینده جامعه حسابداران رسمی ایران

v    1 نفر نماینده سازمان کارگزاران بورس اوراق بهادار

v    1 نفر نماینده صنعت


حداقل سه عضو کمیته فنی باید در کمیته تدوین استانداردها عضویت داشته باشد .


در حال حاضر اعضای این کمیته ( به ترتیب حروف الفبا ) به شرح زیر است:


1.آقای ایرج اکبریه

 2.آقای کامران بحرینی

 3.آقای دکتر موسی بزرگ اصل

 4.آقای مهدی شلیله

 5.آقای مجتبی علی میرزایی

 6.آقای دکتر حسین کثیری

7.آقای دکتر رضا نظری

8.آقای ابراهیم نعمت پژوه

 

 

 

 

 

 مسئولیت تدوین استانداردهای حسابداری:

 

  یکی از مباحثی که جامعه به‌طور عام و حرفه حسابداری به‌طور خاص با آن درگیر بوده است، مسئولیت تدوین استانداردهای حسابداری است. آیا اساساً در حوزه حسابداری باید مقرراتی وجود داشته باشد یا خیر؟ اگر مقررات مورد نیاز است، کدام بخش (بخش دولتی یا بخش خصوصی) باید مسئولیت آن را به‌عهده گیرد؟

 

ضرورت وجود مقررات حسابداری

        یکی از موضوعاتی که در سطح تئوری مطرح است، تواناییهای بازار در سامان دادن به گزارشگری مالی است. در این سطح، اطلاعات حسابداری همانند یک کالا قلمداد می‌شود که عرضه و تقاضای بازار آزاد سرنوشت آن را مشخص می‌کند و دخالت در سازوکار بازار مردود شمرده می‌شود. یعنی بازار خود اطلاعات مورد نیاز را دیکته می‌کند و نیاز به دخالت و مقررات‌گذاری نیست. در اینجا قصد ورود به جزئیات نارساییهای سازوکار بازار نیست، اما به نکات کلی آن اشاره می‌شود.  

        گفته می‌شود اطلاعات حسابداری شباهتهایی با کالاهای عمومی دارد. دفاع عمومی نوعی کالای عمومی محض است که استفاده یک شخص از آن مانع بهره‌مندی دیگری نمی‌شود. سازوکار قیمت گذاری بازار نمی‌تواند این کالای عمومی را در راستای منافع جامعه هدایت کند. گزارشگری مالی اگر چه یک کالای عمومی محض نیست اما شباهتهایی به آن دارد. یعنی یک نفر نمی‌تواند با پرداخت قیمت خاصی، مالک شخصی اطلاعات مالی شود و دیگران را از آن محروم کند و به‌همین دلیل هم تن به سازوکار بازار نمی‌دهد.

        از سوی دیگر، این گزارشها در دسترس افرادی قرار می‌گیرد که هزینه‌ای برای تهیه آن نمی‌پردازند. سرمایه‌گذاران بالقوه، نهادهای نظارتی، و متخصصان از این جمله‌اند. پس این خطر وجود دارد که تولید اطلاعات مالی کمتر از آن میزانی باشد که جامعه به آن نیاز دارد؛ در نتیجه دخالت در بازار اطلاعات مالی و تدوین مقررات لازم است. تجربه تمام دنیا هم این موضوع را اثبات کرده است. هیچ کشوری نیست که تولید اطلاعات حسابداری را به سازوکار بازار سپرده و در این زمینه مقررات تدوین نکرده باشد. حال که تدوین مقررات در حوزه اطلاعات مالی یک ضرورت است چه کسی باید آن را به‌عهده بگیرد؟ بخش دولتی یا بخش خصوصی؟


    دولت یا بخش خصوصی

این موضوع را بلکویی (Belkaoui) در فصل چهارم کتاب تئوری حسابداری مطرح کرده است و مزایا و معایب تدوین استاندارد توسط دولت و بخش خصوصی در محیط امریکا را تشریح کرده است. براساس مندرجات این کتاب گروهی عقیده دارند اگر بخش خصوصی مسئولیت تدوین استانداردها را به عهده گیرد، منافع عمومی به‌نحو بهتری تامین می‌شود. طرفداران این رویکرد دلایل زیر را ارائه می‌کنند:


    • هیئت استانداردهای حسابداری مالی (FASB) گروههای ذینفع مختلفی را پوشش می‌دهد و خود را در برابر نیازهای آنها پاسخگو می‌داند،

 • هیئت استانداردهای حسابداری مالی می‌تواند متخصصان لازم برای تدوین استانداردهای حسابداری را جذب کند،

 • هیئت استانداردهای حسابداری مالی در گرداوری نظر گروههای ذینفع موفق بوده است.


    مخالفان این رویکرد، توجیه‌های زیر را ارائه می‌کنند:


 • هیئت استانداردهای حسابداری مالی فاقد قدرت قانونی لازم است و مجلس و یا سازمانهای دولتی می‌توانند نظرهای آن را نادیده بگیرند،

    • هیئت استانداردهای حسابداری مالی متهم است که تحت نفوذ گروههای ذینفع، بخصوص موسسه‌های حسابرسی و شرکتها قرار می‌گیرد و استقلال ندارد،

    • هیئت استانداردهای حسابداری مالی در واکنش به موضوعهای حیاتی کُند عمل می‌کند.


   

 حامیان رویکرد تدوین استانداردها توسط بخش دولتی دلایل زیر را می‌آورند:


    • خلاقیت در حسابداری عمدتاً متکی به نقش یک سازمان دولتی مانند کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) بوده است،

 • طبق قانون اوراق بهادار باید از سرمایه‌گذاران در برابر فریبکاریها حمایت شود بنابراین، مقررات حسابداری باید در راستای حمایت منافع عمومی باشد و دولت بهتر می‌تواند این نقش را ایفا کند،

    • کمیسیون بورس و اوراق بهادار این انگیزه را دارد که افشای اطلاعات کافی و لازم را برای تصمیم‌گیری الزامی کند،

    • کمیسیون بورس و اوراق بهادار قدرت قانونی بیشتری نسبت به هیئت استانداردهای حسابداری مالی دارد،


    • بعضی معتقدند که تضاد منافع بخش خصوصی با منافع عمومی، نظارت و کنترل را ضروری می‌سازد.


    مخالفت با تدوین مقررات حسابداری توسط دولت نیز متکی به این دلایل است:


    • مقررات دولتی در زمینه افشای اطلاعات برای شرکتها هزینه بالایی دارد،
    • ممکن است سازمانهای دولتی در تدوین مقررات منافع جامعه را در نظر نگیرند بلکه بیشتر به منافع خود، نظیر افزایش بودجه، توجه کنند،

    • این خطر وجود دارد که مقررات حسابداری به دام سیاست‌زدگی بیفتد،


    این مباحث در محیط آمریکا که آزادترین اقتصاد دنیا را دارد در جریان است. بنابراین تدوین مقررات توسط بخش دولتی یا بخش خصوصی حتی در چنین محیطی به‌عنوان یک چالش مطرح است.


    تجربه سایر کشورها


        برای تامل بیشتر، به تجربه سایر کشورهای دنیا نگاه می‌کنیم، و به بررسی تجربه‌های کشورهای مختلف در حوزه تدوین استاندارد می‌پردازیم و نقش بخش دولتی و بخش خصوصی را مطالعه می‌کنیم.


    در انگلستان

در سال 1970 کمیته استانداردهای حسابداری (ASC) توسط شورای انجمن حسابداران رسمی انگلستان و ویلز تشکیل شد. در سال 1970 انجمن حسابداران رسمی ایرلند، در سال 1971 انجمن حسابداران رسمی (CACA) و در سال 1976 انجمن حسابداری و مدیران مالی عضو این کمیته شدند. سرانجام در سال 1976 با یک تجدید ساختار، 6 سازمان حرفه‌ای اعضای کمیته تدوین استانداردهای حسابداری را تعیین می‌کردند.

        پس از ارائه گزارش دیرینگ (Ron Dearing) در سال 1988 تدوین استانداردهای حسابداری دچار تحولات اساسی شد و شورای گزارشگری مالی تشکیل شد که رئیس آن را دولت تعیین می‌کند. در سال 1990 تشکیل شورای گزارشگری مالی به ریاست دیرینگ از سوی دولت اعلام شد. این شورا اعضای هیئت استانداردهای حسابداری را تعیین می‌کند.
    تجربه دو کشور امریکا و انگلستان جالب توجه است. یعنی ابتدا انجمنهای حرفه‌ای مسئولیت تدوین استاندارد را به‌عهده داشته‌اند و با گذشت زمان این مسئولیت به مجموعه‌های مستقل از حرفه واگذار شده و نقش دولت پررنگتر گشته است.


آلمان

        در آلمان حسابداری بخشی از چارچوب قانونگذاری است و فرایند تدوین ضوابط حسابداری وظیفه دولت و مجلس است. در این کشور مجمع تدوین استاندارد خصوصی حتی به‌صورت مشورتی وجود ندارد. مهمترین قوانین حاکم بر حسابداری در آلمان شامل قانون تجارت، قانون مالیاتهای عمومی، و قانون مالیات بر درامد است.


فرانسه

 در فرانسه الزامات حاکم بر حسابداری مالی اساساً در قوانین و آیین‌نامه‌های دولتی مشخص می‌شود و بیشتر وزارت امور اقتصادی و دارایی درگیر این الزامات است. اغلب الزامات در قانون 30 آوریل 1983 و آیین‌نامه 29 نوامبر 1983 تعیین شده است. در حال حاضر کمیته مقررات حسابداری ضوابط تفصیلی را تدوین می‌کند که پس از تصویب وزرای ذیربط لازم‌الاجرا می‌شود.


    ژاپن

 قانون تجارت، قانون بورس و اوراق بهادار و قانون مالیات شرکتها سه ضلع مثلثی هستند که حاکم بر گزارشگری مالی در ژاپن است. در قانون تجارت، اصول اساسی شناسایی و اندازه‌گیری تعیین می‌شود، قانون بورس و اوراق بهادار بیشتر به حوزه ارائه و افشا می‌پردازد و قانون مالیات شرکتها قواعد تفصیلی شناسایی و اندازه‌گیری را مشخص می‌کند. در این کشور از قاره آسیا نیز تدوین استاندارد به‌عهده بخش دولتی است.


چین

        تدوین استانداردهای حسابداری در چین مشخصاً به عهده وزارت دارایی است و از سال 1988 این وزارتخانه با تدوین پیشنویس استاندارد بنیادی حسابداری کار خود را شروع کرده است

طی سالهای اخیر گاهی این شبهه مطرح شده که وظیفه تدوین استانداردهای حسابداری در کشورهای پیشرفته به عهده نهادهای غیردولتی و مجامع حرفه­ای است و با این استدلال گاه دیده می­شود که برخی بر این ادعا هستند که در کشور ما نیز مرجع تدوین استاندارد باید چنین نهادی باشد.

به عبارتی این دسته از افراد معتقدند که وظیفه تدوین استانداردهای حسابداری در ایران باید از سازمان حسابرسی به جامعه حسابداران رسمی ایران منتقل شود.

        همان طور که مشاهده می شود هم‌اکنون در دنیا در اکثر قریب به اتفاق کشورها بخش دولتی مسئول تدوین استانداردهای حسابداری است و حتی در کشوری مانند امریکا، بخش دولتی حق وتوی استانداردهای حسابداری مالی را برای خود محفوظ نگه‌داشته است. تدوین استانداردهای حسابداری به‌وسیله بخش دولتی در ایران پدیده‌ای جدید یا منحصر به فرد نیست و در مابقی کشورها نیز دارای سابقه است.

        تجربه دیگر کشورها نشان می‌دهد که یک انجمن حرفه‌ای مانند جامعه حسابداران رسمی به دلایل مختلف از جمله تجارب کشورهایی همانند امریکا و انگلستان نباید استانداردهای حسابداری را تدوین کند بلکه باید در تدوین آن مشارکت موثر داشته باشد، یعنی اگر دولت مسئولیت تدوین استانداردهای حسابداری را به عهده دارد باید تعداد درخور توجهی از اعضای هیئت یا کمیته تدوین استانداردهای حسابداری از اعضای جامعه باشند و دیگر گروههای ذینفع نیز در این مجموعه مشارکت داشته باشند. برای نمونه اعضای هیئت استانداردهای حسابداری کانادا هم اکنون شامل چهار عضو از شرکتهای مختلف، دو عضو از موسسه‌های حسابرسی، یک عضو از انجمن حسابداران رسمی کانادا و یک نفر دانشگاهی است.

        در سطح تئوری برای تدوین استاندارد توسط بخش دولتی یا بخش خصوصی، مزایا و معایبی شمرده می‌شود. اما تجربه کشورهای دنیا نشان می‌دهد که اساساً مسئولیت تدوین استانداردهای حسابداری به عهده بخش دولتی است. بخش دولتی باید استانداردهای حسابداری را با مشارکت موثر گروههای مختلف ذینفع تدوین کند و در کمیته‌های تدوین استاندارد باید نمایندگان گروههای ذینفع حضور داشته باشند. در ایران این وظیفه هم اکنون به عهده سازمان حسابرسی است و این همان حالتی است که هم‌اکنون در بسیاری از کشورها نیز تجربه می‌شود. اما آنچه لازم به‌نظر می‌رسد این است که باید سازوکارهای لازم برای مشارکت موثر دیگر گروههای ذینفع در فرایند تدوین استانداردهای حسابداری ایجاد شود. این‌کار از طریق تقویت فرایند نظرخواهی و مشارکت موثر گروههای ذینفع در کمیته تدوین استانداردهای حسابداری می‌تواند جامه عمل به‌خود بپوشد.

 

 

نهادینه شدن فرایند استاندارد گذاری

بررسی تجربه طولانی استاندارد گذاری سایر کشورها این واقعیت را نشان می دهد که تنها راه بر خورداری از استانداردهای ملی قابل قبول و مناسب ، نهادینه شدن فرایند تهیه آنها است . برای این کار اعضای هیات استاندارد گذاری باید دارای استقلال مالی و بر خورداری از پشتیبانی همه ارگانها و گروه های مسلط و سود برنده از استانداردها باشد تا استقلال،دقت ، و سرعت در فرایند تهیه استانداردها ایجاد گردد.

فرایند نهادینه شدن استانداردهای حسابداری در جوامع توسعه یافته سال ها ست که با تشکیل جوامع حسابداران رسمی و تشکیل هیات های استاندارد گذاری انجام پذیرفته است .

اهمیت گزارش گری مالی در فرایند تهیه آن ها تجلی می یابد. سیستم حسابداری برای تهیه گزارش های مالی با خواص بیان شده به استانداردهایی نیاز دارند تا در بهترین حالت ممکن کمیت های ریالی را به کیفیت های گزارشگری تبدیل کنند. کیفیت استاندارد ها در مرحله اول به هیات استاندارد گذار و سپس به روش استاندارد گذاری و در نهایت به دلایل استاندارد گذاری بستگی دارد.

عده ای از صاحب نظران چند پارامتر را در تدوین استانداردها مهم می داند. برخی از این عوامل عبارت اند از :

1-ایجاد تشکیلات سازمانی

2- تعیین اهداف

3-مشارکت مدیران و حسابرسان

4-تعیین گروههای مسلط در تدوین استانداردها

5-وضعیت ساختار اقتصادی اجتماعی سیاسی جامعه  

 

عده ای عقیده دارند که در ایران ارزش های حسابداری به سوی کنترل قانونی ،یکسانی، محافظه کاری و پنهان کاری متمایل است.

با این مفروضات این نتیجه حاصل  میشود که نهاد های قانونی و سیاسی از یک طرف ، و نیاز های بازارسرمایه و انجمن های حرفه ای حسابداری از طرف دیگر ،در کنار نحوه مالکیت شرکت ها و ارزش های مذهبی که به که به ارزش های حسابداری شکل می دهند ، اولین محصول این تعامل فرهنگی است . لذا هیات استاندارد گذاری باید به نحوی شکل گیرد که قادر به رهبری فرهنگی و فرهنگ سازی باشد.  

 

پیامد های اقتصادی تدوین استانداردها

تدوین استانداردها دارای هزینه است. این هزینه می تواند مثل تشکیل سازمان ها و هیات های تدوین و اجرا استاندارد و هزینه های رعایت آنها توسط شرکت به صورت هزینه مستقیم می باشد . اما هزینه های غیر مستقیم این فرایند با اهمیت تر و بزرگ تر است. استانداردها آزادی عمل مدیران را در انتخاب رویه های مختلف کاهش می دهد و مدیریت سود که امکان آشکار سازی اطلاعات داخلی شرکت را برای مدیر فراهم می سازد ،محدود میکند . استانداردها سطح مشخصی از افشای اطلاعات را الزام آور می کند که می تواند منجر به کاهش مزایای رقابتی شرکت و کاهش قدرت  سودآوری آتی گردد. بسیاری از خط مشی های حسابداری با اینکه تاثیری بر جریانهای نقدی شرکت ندارد اما با توجه به اثری که بر اجزای صورت سود و زیان می گذارد ،واکنش بازار اوراق بهادار را در پی خواهند داشت و بر هزینه  سرمایه آنها اثر میگذارد . از این رو هنگام تدوین استانداردها ،گروههای ذینفع ،نتایج اقتصادی حاصل از آن را بطور دقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند.

بنابر این ،تدوین کنندگان استاندارد باید توجه کنند که پیامد اقتصادی ناشی از استانداردها بر پذیرش آن توسط مجریان و ذی نفعان آن تاثیر بسزایی دارد .

 

    


ضمانت اجرایی

ضمانت اجرایی این استانداردها به دلیل پشتیبانی دولت از قوت و گستره بسیار مطلوبی برخوردار است. شرکت های دولتی، بانک ها و مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت که بودجه آنها بیش از ۶۰ درصد بودجه کل کشور را تشکیل می دهد از استانداردهای حسابداری تدوین شده توسط سازمان حسابرسی تبعیت می کنند. حسابرسی سالانه این واحدهای اقتصادی توسط سازمان حسابرسی ابزار بسیار مؤثری برای پیاده سازی استانداردهای حسابداری بوده است و پایه ای محکم برای شفافیت و پاسخگویی مالی و درنتیجه مبارزه با مفاسد اقتصادی است.
علاوه بر شرکت
 های دولتی، شرکت های خصوصی نیز ملزم به رعایت استانداردهای حسابداری هستند و این امر به یکنواختی روش های حسابداری و قابلیت مقایسه اطلاعات مالی و نهایتاً شفافیت کمک قابل توجهی می کند.

 

نتیجه گیری

1 - همان‌طور که مشاهده ‏شد در تمام راه‌حل‌های مختلف وضع و تدوین استانداردهای ملی حسابداری‌، جوامع حرفه‏ای به عنوان عامل اجرا و نظارت براجرای استانداردها در تدوین استانداردها مشارکت و در تهیه و تصویب آنها دخالت دارند‌؛ اماظاهرا ایران از معدود کشورهایی است که در آن تدوین استانداردهای حسابداری توسط مجامع حرفه‌ای انجام نمی‏گیرد و این کار به ضرورت‌های تاریخی به یک موسسه حسابرسی دولتی واگذار شده است.

 2- فرآیند تدوین استانداردها‌، فرآیندی مستمر و پایان نیافتنی است و همزمان با تجدید نظر در استانداردهای موجود در سطح ملی وبین‌المللی‌، بحث‌های جدیدی در زمینه نحوه تدوین و ارائه استانداردها از جمله تدوین استانداردهای حسابداری برای واحدهای کوچک و متوسط نیز در دنیای حرفه مطرح شده است. سازمان حسابرسی نیز فعالیت‏های مربوط به تدوین استانداردها را با بهره‌گیری ازگروهی از بهترین کارکنان خود و استادان محترم دانشگاه‌ها به عنوان گروه‌های کارشناسی انجام داده و می‌دهد.

همچنین این فرآیند باید همواره با انجام تحقیقات و انجام طرح‌های مطالعاتی همراه و قرین باشد که تمام این موارد مستلزم صرف وقت ومبالغ لازم است.

          بدیهی است انعکاس هزینه‌های ناشی از این تلاش‌های ضروری برای تدوین استانداردهای حسابداری در بودجه سازمان حسابرسی یا تحمیل آن به واحدهای موردرسیدگی توسط سازمان به عنوان تنها بخش خاصی از استفاده‌کنندگان استانداردها‌،موضوعی قابل تحمل و تعمق است.
 حرفه حسابداری و حسابرسی برای تدوین وتثبیت وضعیت و موقعیت خود نیاز دارد که جامعه حسابداران رسمی‌ ایران رسمیت یابد ووظایف آن در قوانین و مقررات مختلف به نحو مطلوبی تعریف شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع :

1.رودکی،جمال ، نهادینه شدن فرایند استاندارد گذاری حسابداری و حسابرسی ،زمستان 1384، فصلنامه تحلیلی جامعه حسابداران رسمی ایران ،صفحه 96-82

2.رودکی ، جمال ، نهادینه شدن فرایند تهیه  استانداردهای  حسابداری و حسابرسی ضرورتی برای توسعه پایدار :بررسی تجربی ، سال دوم ، مجله دانش و  پژوهش حسابداری ، شماره 5،   صفحه 23-18، 69-64

3.سازمان حسابرسی اصول و ضوابط حسابداری و حسابرسی ،استانداردهای حسابداری ، نشریه شماره 160،1386

4.فاطمی ،سید محمد رضا ، تدوین اصول و ضوابط حسابداری و حسابرسی ، مجله حسابرس ، صفحه 37-34

5.فریدونی ،مهدی ، چرا استاندارهای حسابداری بین المللی با اصول پذیرفته شده حسابداری ملی تفاوت دارد؟ "نقش فرهنگ "، سال بیست ودوم ، مجله حسابدار ، شماره 186،صفحه 43-29

6.سایت سازمان حسابرسی ایران

7.سایت جامعه حسابدارن رسمی ایران

 


 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٩ : توسط : پرشین بلاگ
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com